الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

138

الغدير ( فارسي )

همان راهنماى درستكار و پيروز است كه نامهء پيامآورى به نام او سرانجام يافته او خاتم و به پايان برنده است - و فاتح و گشاينده و فرمانروا نيز - و ميانجى و گواهى كه از لغزشها چشم مىپوشد او نخستين فروغها است بلكه برگزيدهء خداى توانا و همان بوى خوشى كه پراكنده مىشود . سرور دو جهان است و به راستى برترين نمونه از دو ثقل ( 1 ) و همان اندرزگوى و بيم دهندهء مردم از كيفر بدكارىها اگر نبودى نه روزگار آفريده مىشد و نه براى جهانيان ، پرستشگاه‌ها و چراغها آشكار مىگرديد . مادر اينان فاطمهء بتول است - جگر گوشهء برانگيخته راهنما كه خداوند نگاهبان همه بر او ببخشوده - با آنكه از ميان آدميان برخاسته به سيه چشم زنان بهشتى مىماند و نامهء فرود آمده از آسمان گزارشگر شكوه و زيبائى او است پدر پاكشان هم مرتضى جانشين پيامبر است همان درفش راهنما و مشعل آشكار و همان سرور كه ( نبأ عظيم ) گزارش سترك از آن او ( 2 ) و دوستى وى برنامه اى استوار است كه سوداگر راستىها سودها از آن تواند برد . سرپرستى است كه مردم در غدير خم دست فرمانبرى به او داده

--> ( 1 ) ثقل بارگران و چيز سنگين را گويند و دو ثقل يكى نامهء آسمانى است و ديگرى خاندان پيامبر ، يا يكى آدمياناند و ديگرى پريان . ( 2 ) از چه مىپرسند ؟ از گزارش سترك بنگريد به سورهء 78 آيهء 1 و 2 - كه بر بنياد آنچه برخى از روشنگران گفته‌اند ، گزارش سترك همان مهر على و فرمانبردارى از او است .