الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

133

الغدير ( فارسي )

اوست قائم ( بر پاى خاسته ) و مهدى ( راه يافته ) و سرورى كه چون به راه افتد فرشتگان آسمان سپاه اويند چون آشكار شود ستون كيش ما را هر چه برتر خواهد افراشت و ستون چندگانه پرستى و بىدينى را درهم خواهد كوفت آنگاه شاخسار درخت راهنمائى پر برگ خواهد شد و نهال آن زيبا مىگردد و در برابر كسى كه مردم را به راه راست مىخواند هيچ آوائى به ناسازگارى بر نمىخيزد . شايد ديدگان رنجور ، از نگريستن به او بهره اى ببرند . و چشمهاى بيمار روشن شوند و بهبود يابند . همهء پيامبران رازشان در تو انجام مىپذيرد و آنگاه كه جانشينان ايشان را بر شمرند تو در پايان همه جاى دارى اى فرزندان وحى ! اى بنياد نامهء خداوند ! اى آنان كه هر چه در شمردن برترىهاشان پيش رويم به سرانجام آن نميرسيم ‹ 32 › سروده هايم را همچون دلبرى آراسته‌ام كه اندوه و داغ دلم آنها را روان گردانيده و چون دلباخته اى اندوهناك ، آنها را برخواند به سوكنامه سرائى مىپردازند در دههء عاشورا سرشك خود را فرو مىفرستند و كى ؟ همانگاه كه سرود گوى اشگها آنها را به پيش مىراند . رجب اميدوار است كه فردا به فرخندگى آنها در فراخناى بهشت جاى گيرد . و كى ؟ همانگاه كه بيايد و جاى برانگيخته شدن مردم را بنگرد كه بر همگان تنگ آمده است . در ستايش شما هر چه در توان داشتم به كار انداختم ولى ستايشگرى مرا چه ارج و ارزش ؟ كه خود ستايش ؛ شما را مىستايد در پيرامون شما ، سروده‌ها و سخنانى دارم كه اگر نيكى آن به جائى