الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
132
الغدير ( فارسي )
سرگرم است كه پندارى بهترين آفريدگان نياى ما نبوده است كجا شد آن باروهاى من و با شير مردان نخستين كه آنجا بودند ؟ كه چون به دويدن مىپرداختند بر پيش آمدهاى روزگار تاخت مىبردند ؟ اى زادهء پيامبر ! شما ماههاى دو هفته كه روى نهفتيد ديگر نه خورشيد رخ نمود و نه به گونه اى نيك در گردش آمد نه ابرها دامن خود را برفراز و نشيب زمين گسترد نه شكوفههاى سپيد لب به خنده گشود و نه همراه با غرش تندرها رگبار فرو ريخت . خانواده و تبار پيامبر برگزيده را به راه انداختند - آن هم با سرگردانى - و بى آنكه از نويد و كيفر خداوند پروائى دارند با ستوران سرزمينها را درهم مىنوردند آن هم با شتابى كه شترمرغها بيابان دور و دراز را با گامهاى تند پشتسر مىگذارند . آهنگ پيشواى خود - يزيد زادهء هند - را دارند . كه نفرين بر هند باد و بر زادگان هند ! اى تلخكامى بزرگى كه اندوهش دل را مىشكافد و گونه را مىلرزاند ! آيا حسين در كربلا با لب تشنه كشته شود ؟ و شمشيرهاى سپيد و آبداده با خون او سيراب گردد ؟ بانوان ارجمند حسينى ماتمزده گردند ؟ و هر برده و آزاد به هنگام راه رفتن چشم بر آنها بدوزد ؟ براى خونخواهى او هيچكس نيست جز يك جانشين كه اميد مىداريم پس از او بيايد و نمونه اى همچون درفش يگانه باشد