الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

109

الغدير ( فارسي )

و اى راز خداى نگاهبان در همهء كشورها ! اى كسى كه در پهنهء هستى به آهنى مىمانى كه سنگ آسيا بر آن مىچرخد ! اى سرچشمهء آبشخور هستى ! اى گوهر و رازى كه فرشتگان از او آموزشها فرا گرفتند ! ‹ 16 › در هيچ تاريك سرائى چهرهء بامداد آشكار نگرديد مگر به راستى پرده از رخسار زيباى تو برگرفت ( 1 ) اى زادهء مردان پاك و پاك نهاد و نيكزنان پسنديده و بزرگوار و بازدارنده از گناه . تو از نابودى زينهار مىدهى و از پرتگاه‌ها رهائى مىبخشى تو راه راست هستى و بهشتهائى را كه بالشهاى با شكوه دارد بخش مىكنى از آتش به تو بايد پناه برد كه كار دار دارنده اش توئى . ‹ 17 › اى آن كه چون با زيبائىات پرتو افشاندى پيراهن همهء تاريكىها را گريبان دريدى ! درود خداوند بر تو از سوى آن كه به بهترين راه‌ها راه مىنمايد آنجا كه تو در كنار حافظ برسى ، باشى پروايش از چيزى نيست . » دربارهء خاندان پيامبر - درود بر ايشان - نيز سروده هائى دارد كه سخنسراى ورزيده ، استاد احمد پسر حسن نحوى با افزودن سه نيم بيت بر سر هر بيت آن به اين گونه درش آورده است :

--> ( 1 ) ن - در پاره اى از نسخه‌ها آمده : هيچ بامدادى - براى راهنمائى - رخ ننمود