الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

18

الغدير ( فارسي )

بن خطاب شد پس گفت كه ربيع بن اميّه استمتاع كرد و كامياب شد از زن بزا و زاينده اى پس از او آبستن شد پس عمر بيرون رفت در حالى كه عبايش را ميكشيد از ناراحتى ، پس گفت : اين متعه است و اگر من جلوتر درباره آن رأى داده بودم هر آينه او را سنگسار ميكردم . سندهاى آن صحيح و راويانش تمامى مورد اعتماد مالك آن را در موطأ ج 2 ص 30 نقل كرده و شافعى در كتاب ام ج 7 ص 219 و بيهقى در سنن كبرى ج 7 ص 206 آورده است . 3 - از حكم گويد : على رضوان الله عليه فرمود : اگر اينكه عمر . . . نهى از متعه نكرده بود زنا نميكرد مگر شقى و بدبخت . صورت ديگر : از حكم : پرسيدند از اين آيه ، آيه متعه نساء ، آيا منسوخه است گفت نه و على عليه السلام فرمود : اگر اينكه عمر نهى از متعه نكرده بود زنا نميكرد مگر شقى جنايتكار . مدارك اين : تفسير طبرى ج 5 ص 9 با سندهاى صحيح ، تفسير ثعلبى ، تفسير رازى ج 3 ص 200 ، تفسير ابى حيّان ج 3 ص 218 ، تفسير نيشابورى ، الدر المنثور ج 2 ص 140 به چندين طريق . 4 - از ابى جريح از عطاء گويد شنيدم ابن عباس ميگفت خدا رحم كند بر عمر متعه نبود مگر رحمتى از خدا كه به آن ترحّم نموده بود بر امّت محمّد و اگر عمر آن را نهى نكرده بود هر آينه محتاج بزنا نميشد مگر اندكى از مردم ( پست بدبخت )