الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
15
الغدير ( فارسي )
شدم ، پس عمر در اين موقع گفت : متمتّع نشويد در اين ايّام زيرا كه اگر من رخصت و اجازه دهم در متعه و كاميابى ايشان از همسرانشان هر آينه عروسى كنند با زنانشان در سايه درخت بيد سپس حركت كنند با آنها براى حج . ابو حنيفه نقل كرده آن را چنانچه در زاد المعاد ابن قيّم است ج 1 ص 220 ، پس گفت : ابن حزم گويد : و چه عيبى داشت اين و چه خوبست اين كار و پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله طواف كرد و آميزش كرد با همسرانش سپس صبح كرد در حالى كه محرم بود و خلافى نيست در اينكه جماع و آميزش پيش از احرام به چشم بر هم زدنى جايز است . و الله اعلم . م - ابو يوسف قاضى در كتاب الآثار ص 97 روايت كرده از ابو حنيفه از حماد از ابراهيم از عمر بن خطاب كه او در آن بين كه در عرفات ايستاده بود ناگاه مرديرا ديد كه از سرش طيب و چيز خوش بوئى ميچكد ، پس عمر به او گفت آيا محرم نيستى واى بر تو پس گفت : آرى اى امير المؤمنين گفت : چرا ميبينم تو را كه از سرت طيب و عطر ميچكد و حال آنكه محرم ژوليده موى و خاكآلود است ، گفت من تهليل و تلبيه گفتم براى عمره مفرده و وارد مكَّه شدم و با من عيالم بود پس از عمرهام فارغ شدم تا آنكه عصر روز ترويه شد تهليل و تلبيه براى حج گفتم ، گفت پس عمر ديد : كه ديروز از زنش و عطر متمتع و كامياب شده ، پس عمر در اين موقع نهى از متعه كرد و گفت : به خدا قسم كه خيال ميكنيد آزاد بگذارم بين شما و متعه را شما با زنانتان زير درخت بيد عرفه با آنها آميزش و جماع كنيد سپس برويد به قصد حج . 14 - از ابن عباس نقل شده كه گفت : شنيدم عمر ميگفت : قسم