الشيخ محمد آصف المحسني

77

عجايب ومطالب (فارسى)

همه مى دانيم كه ماه يك جزء كوچك از منظومه شمسى و تابع خورشيد است . بنابراين براى ما ، مدلول ( سزاوار نيست خورشيد به ماه برسد و او را درك كند ) نامفهوم مىشود ، مانند اينكه بگوييم زيد به دكمه پيراهن خود نمى رسد . اشكال دوم بر جمله دوم آيه است كه معناى ظاهر آن اين است كه روز بر شب پيشى دارد و يا به تعبير دقيق ، تنها شب نمى تواند از روز سبقت گيرد . در حالى كه شب روز در زمين ما كه كروى است هميشه ( يعنى 24 ساعته ) وجود دارد و اين دو حالت از حركت وضعى كره زمين نسبت به خورشيد پيدا مىشود . و به عبارت ديگر ما چه شب و روز را دو ضد يا دو نقيض بدانيم و چه آنها را عدم و ملكه و يا شأنيت بدانيم ، ملازمه وجودى در كره زمين دارند و هيچ يك بر ديگرى سبقت گرفته نمى توانند و نفى سبقت اختصاص به روز ندارد كه روز هم برشب سبقت گرفته نميتواند . بعضى جواب داده اند كه معناى آيه مباركه اينست كه نه خورشيد به ماه مى رسد و نه ماه به خورشيد مى رسد ، هركدام از خود مدار خاصى دارد ، نه شب از روز پيشى مى گيرد و نه روز از شب ، و هردو مقارن و ملازم همديگراند . و يك شق و لنگه كلام در هر دو موضوع ، به قرينه شق و لنگه اول هر دو موضوع محذوف و مقدر گرديده است . اين جواب مىتواند تا حدودى اعتراض را بر طرف كند ولى به شرطيكه ظهور آيه آن را ثابت كند و گرنه تأويل بى دليل است و باطل .