الشيخ محمد آصف المحسني
76
عجايب ومطالب (فارسى)
در يك حديث صحيح مى خوانيم : هركس برادر مومن خود را متهم كند ايمان در دلش نابود مىشود همانگونه كه نمك در آب از بين ميرود . اشكالى كه در فهم آيه وجود دارد اين است كه عبارت آخر آيه بايد چنين مى بود : « انه اثم » ، يعنى از ظنون بد دورى كنيد كه ظنون مذكور اثم ( گناه ) است ، در حالى كه آيه مى فرمايد كه بعضى از گمانها اثم است ، و مسلما اين بعض عين كثير مذكور در آيه نيست وظهور در مخالفت با كثير دارد ، بنابراين معناى آيه اين مىشود كه پاره اى از گمانها اثم است نه كثير از آنها ، و در اين موقع اين سوال مشكل بوجود مى آيد كه چرا امر به اجتناب از كثير تعلق گرفته است ؟ نمى شود كه تكليف به چيزى كه مصلحت مهم يا مفسده مهم نداشته باشد تعلق گيرد . و نيز معناى كثير و بعضى مجمل است . جواب اين اشكال به نظر من اين است كه گمانهاى بد به مردم بر دوگونه است : يا مطابق واقع است و صحيح و يا مخالف واقع و اشتباه ، قسم دومى اثم است كه انسان به مومنين گمان بد كند كه مثلا فلان دزدى كرده و فلان شراب خور است و فلان دروغگو . در حالى كه چنين نبوده و او بى خود گمان بد نموده است ، قسم اول اثم نيست و گمان مطابق واقعيت خارجى بوده است . قرآن مى گويد از مطلق گمان بد اجتناب كنيد تا به مفسده ( اثم ) مبتلا نشويد ، زيرا شما نمى دانيد كه كدام گمان مطابق واقع است و كدام مخالف واقع ؟ از باب احتياط هم كه شده برشما واجب است از همه گمان هاى بد دورى كنيد بدين ترتيب مشكله حل مىشود . ج - لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ ( يس )