الشيخ محمد آصف المحسني

75

عجايب ومطالب (فارسى)

سوم ) مهم ترين مشكله نزد مفسرين و محققين جمله اخير مى باشد كه يك نوع تعليل است ، انسان كه قهرمان اين صحنه بود و بار امانت را به دوش كشيد مستحق جايزه و ستايش بود پس چرا به عنوان بسيار ستمگر و نادان مذمت شد ؟ نگارنده هم مانند جمعى در اين مورد سرگردان بود ! ولى فعلا تصور مىكند ؛ مىشود مشكله را به اين نحو حل نمود كه جمله مذكور براى مدح و ذم ريخته نشده بلكه ضرورت حمل انسان را بيان مى دارد ، يعنى انسان اين بار امانت را براى تفريح ( مثلا ) بدوش نكشيد بلكه مجبور بود كه براى ازاله نادانى و ستمگرى خود آن را بردارد تا از حالت بد خود بيرون برود ، و از اينجا روشن مىشود كه مناسب است همه معانى محتمله در امانت را كه قبلا بر شمرديم اختيار كنيم كه دواى مرض جهل و ستمگرى اوست . بلى انسان منهاى دين ، ستمگر و نادان است و اين حقيقت قبلا در قرن هاى گذشته و فعلا در قرن بيست و يكم به چشم سر و به قلب و عقل مشاهده شده و مىشود . ب - يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ( حجرات / 12 ) ؛ اى مومنين از بسيارى از گمانها اجتناب كنيد زيرا بعضى گمانها إثم است ( و گناه ) . ظن و گمان به مردم دو گونه است ، ظن به خوبيهاى مومنين و ظن به بديهاى آنان . مسلما گمان خوب به مومنان صفت يا كار خوب است و قابل نهى نيست ، پس مراد از بسيارى گمانها كه مومنين بايد از آنها اجتناب و دورى گزينند ، گمانهاى بد است ، و در فقه نيز گمان بد به مومنين حرام شمرده شده است .