الشيخ محمد آصف المحسني

72

عجايب ومطالب (فارسى)

بسيار مشكل است كه به مرور يك ماه يا دوماه يا سه ماه انسان را نوع ديگر تلقى كنيم . به هر حال صحت اين قول موقوف بربيان ادله قطعيه و جواب سوالات سابق و امثال آن است ، هرچند كه صاحب كفايه نيز در هردو جلد كفايه آن را پذيرفته است . در عنوان شماره 24 ، امتياز و اشتراك افراد انسان را از نظر علمى بيان داشتيم كه اشتراك آنان در حدود سه ميليارد صفات ارثى و اختصاص هركدام به دو ميليون تا ده ميليون صفات ارثى مى باشد . ممكن است انسان را به لحاظ ماهيت آن نوع واحد بدانيم ، و اين ماهيت از وجود مجموع روح و بدن زنده و نطق و تعقل او انتزاع شده باشد ، ولى به لحاظ روح مجرد او نه نوع واحد است و نه انواع متعدد چون نوعيت متفرع بر ماهيت است و ربطى به وجود عينى ندارد و وجود مذكور مقسم كليات خمس نيست وصفات حميده و ذميمه ، هرچند به صورت ملكات درآيد بازهم از اعراض است نه ازذاتيات نفس . والله العالم . « 1 » ولى ارواح انسان مجرد از ماهيت نيستند بلكه مجردات كليه و عقول مغارفة بر خلاف پندار سهروردى و سبزوارى داراى ماهيت مى باشند و هر مخلوق محدود و متناهى مى باشد ، وقتى پاى ماهيت آمد بايد داخل يكى از كليات خمس شود . ( دقت كنيد )

--> ( 1 ) . ناطقيت به معناى تعقل و تفكر يا استعداد عالى انسانى است كه از لازمه فصل حقيقى انسان است .