دار الإنشاى شوراى مركزى حركت اسلامي افغانستان
14
خواستهاى شيعيان افغانستان (فارسى)
7 - مجله استقامت ، فعاليتهاى نظامى حركت اسلامى را در مناطق مختلف در سينهء تاريخ ثبتوضبط كرده است كه با توجه به ضعف امكانات و عدم كمكهاى خارجى به تشكيلات ، نمايانگر اخلاص و تدين قهرمانان جهادى ما مىباشد . 8 - ما در كابل ، هرات ، قندهار ، نيمروز ، فراه ، هلمند ، زابل ، ارزگان ، غزنى ، پكتيا ، ميدان ، باميان ، غورات ، لوگر ، بلخ ، سمنگان و . . . جبهانى داشتيم كه عمق فعاليتهاى جهادى ما را روشن مىسازد . 9 - حمله بر شخص ترهكى و كاروان او ، توسط يكى از چريكهاى شهرى ما ( طالب العلم شهيد شيخ جوادى يكاولنگى ) در دوران قدرت كمونيستها ، در كابل . بنابراين شيعيان در متن جهاد كشور ، با محروميت از كمكهاى زياد خارجى كه احزاب محترم ديگر از آنها برخوردار بودهاند ، حضور داشتهاند و مستحقاند كه خواهان بسيطترين حقوق خود كه رسميت يافتن مذهبشان است باشند . 10 - در دوران حكومت مجاهدين كه احزاب متحارب به خاطر كسب قدرت بيشتر به قتل مردم و تخريب شهرها مشغول بودند ، حركت اسلامى به اصلاح متخاصمين مشغول و از طريق راديو و تلويزيون بهترين خدمت فرهنگى و سياسى را براى مردم انجام مىداد و برادرى مسلمان شيعه و سنى را تحكيم مىبخشيد كه اثبات آن محتاج به دليل نيست ، زيرا همهكس آن را مىداند . رابعا : دولت اسلامى ايران حقوق مذهبى اهل سنت را ناديده نگرفته است و اصل دوازدهم قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران چنين مىگويد : « دين رسمى اسلام و مذهب جعفرى و اثناعشرى است و اين اصل الى الابد غير قابل تغيير است و مذاهب ديگر اسلام اعم از حنفى ، شافعى ، مالكى ، حنبلى و زيدى ، داراى احترام كامل مىباشد و پيروان اين مذاهب در انجام مراسم مذهبى ، طبق فقه خودشان آزاداند . در تعليم و تربيت دينى و احوال شخصيه ( ازدواج ، طلاق ، ارث و وصيت ) و دعاوى مربوط آن در دادگاهها ، رسميت دارند و در هر منطقهاى كه پيروان هر يك از اين مذاهب اكثريت داشته باشند ، مقررات محلى در حدود اختيارات شوراها بر طبق آن مذهب خواهد بود ، با حفظ حقوق پيروان ساير مذاهب . دوم : حضور شيعه در دولت به اندازه كميت خود .