الشيخ محمد آصف المحسني

52

فوايد دين در زندگانى (فارسى)

اسير را آورده و تكليف به قبول دين نصرانيت كردند وقتى قبول نكرد او را در ميان ديگ روغن زيت كه مىجوشيد انداختند و بلافاصله گوشت‌هاى بدنش سوخته و استخوان‌هاى تنش ظاهر گرديد « 1 » . دوباره بر عبدالله ديانت را عرضه نمودند « وى با كمال خونسردى » از قبول آن انكار كرد ، امر كردند وى را در ميان ديگ انداخته به سرنوشت رفيقش دچار سازند . عبدالله را به سوى ديگ بردند كه كه ناگاه متوجه شدند وى گريه مىكند ، گمان كردند گريه وى از ترس و جزع « مرگ » است ، آمر رومىها امر داد عبدالله را برگردانند طبعاً فرمانده منتظر بود عبدالله از اسلام مىگذرد و براى سالم ماندن خود دين آن‌ها را قبول مىكند مرگ به وسيله روغن جوشان او را بىاستقامت نموده . عبدالله فرمود : گريه من براى كشتن من به وسيله روغن جوشيده زيتون نيست ، من از اين جهت گريه كردم كه يك جان بيشتر ندارم كه در راه خدا فدا كنم . من دوست داشتم به اندازه موهاى بدنم جان مىداشتم و تو ( اى فرمانده سپاه روم ) بر من مسلط مىشدى و هر مرتبه مرا به چنين وصفى در راه خدا مىكشتى ! ! ! رئيس رومىها از استقامت عبدالله و روحيه خلل‌ناپذير وى خيلى خوشش آمد و تحت تأثير مردانگى و ثبات او رفت و خواست كه او را نكشد . به او پيشنهاد كرد عبدالله بيا سرم را ببوس آزادت مىكنم !

--> ( 1 ) . تاريخ نصرانيت از اين اعمال ننگين و توحش و حيوانيت پر است و خود غربىها به آن‌ها اقرار دارند !