الشيخ محمد آصف المحسني
343
انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى)
مردم جاهل چهكار مىتوانستند ؟ بشرىكه به حرف معلمين معنوى خود گوش فرا ندهد ، بشرىكه عقل خود را كنار گذاشته و تابع تمايلات حيوانى خود شده باشد ، جز خرافه پرستى ، جهل و نادانى ، چيزى را نداند ، انبياء با آنان چهكار مىتوانند ؟ ! انبياى بزرگوار مشكلات زيادى داشتند ؛ منتهى مشكلات عمدهاى كه همواره با آن مواجه بودند چند چيز است . 1 - بت پرستى يكى از مشكلات مشترك انبياء اين بود كه مردم مىگفتند : اين چه خدايى است كه به چشم ديده نمىشود و شما ما را بهسوى او دعوت مىكنيد ؟ مگر ممكن است ، خدايى كه زمين و آسمان را خلق كرده باشد ، به چشم ديده نشود ؟ ! خدايىكه خود را رب العالمين مىنامد ، بايد ديده شود . ما كه بتها را مىپرستيم ، مىبينيم كه آنها وجود دارد ؛ اماّ به خدايىكه هرگز ديده نمىشود چگونه ايمان بياوريم ؟ ! حرف انبيا را قبول نمىكردند . يكى از مشكلات عمده همين بود كه خداى مشركين هميشه محسوس بوده ؛ ولى خدايى را كه انبياء معرفى مىكردند ، محسوس نبود ، خداى انبياء معقول بود ، به چشم ديده نمىشد . خدايى را كه انبياء براى مردم معرفى مىكردند ، فقط از نظر عقلى قابل قبول بود . از آثار و حكمت ، از اتقان و صنع آن دانسته مىشد كه يك خالق مدبر ، حكيم ، عالم و قدرتمند در ماوراى طبيعت وجود دارد كه اين نظام بديع را آفريده است . اماّ از اينكه محسوس نبود ، هيچگاه مورد قبول مشركين و بت پرستان واقع نمىشد . بتپرستى مدرن اين موضوع تنها در دوره جاهليت نبود ؛ بلكه اكنون نيز چنين است . امروز بشر در قرن ارتباطات زندگى مىكند ؛ اماّ ادعايى را كه دارد ، همان ادعاى عصر جاهليت