الشيخ محمد آصف المحسني

176

انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى)

هميشه در يك حال است ، خدا هيچ‌گاه از حالى به حال ديگر نمىشود ، خداوند جل جلاله مشمول تحول و ديگرگونى نيست . خدا موجود مجرد است ، موجود مادى نيست كه در حال تغيير و تحول باشد ، خداوند جل جلاله مجرد است و هميشه به يك حال باقى است ، علم انسان‌ها محدود است و نياز به تكامل دارد ؛ ولى علم خداوند جل جلاله ذاتى است و نياز به تكامل ندارد ، تمام كمالات خدا عين ذاتش است . قوانين كلى خدا از اول تا ابد طبق مصلحت اداره مىشود و هرچه زمان بگذرد ، تغييرى در سنت خدا به‌وجود نمىآيد . جواب يك سؤال مهم « وَ هُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ عَنْهُمْ بِبَطْنِ مَكَّةَ مِنْ بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ عَلَيْهِمْ وَ كانَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيراً » ممكن است اين سؤال مطرح شود كه آيا وقتى مشركين مىخواستند بر مسلمانان حمله كنند ، چرا حمله نكردند ؟ يا اين‌كه اگر فتح مكه در آن‌زمان ممكن بود ، چرا پيغمبر دستور حمله را صادر نكرد ؟ خوب بود كه در همان زمان بر مكه حمله مىكردند و كار مشركين را يك‌سره مىساختند ، چرا اين همه سال معطل شد ؟ آيه مباركه در جواب مىفرمايد : « وَ هُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ عَنْهُمْ بِبَطْنِ مَكَّةَ » اين‌كار به اراده خدا است كه در نزديكى مكه ، دست‌هاى مشركين را برشما كوتاه كرد . و دست‌هاى شما را نيز از آنان كوتاه نمود ، اراده خدا بر همين بود كه نه مشركين بر شما حمله كنند و نه شما برآنان حمله كنيد . « مِنْ بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ عَلَيْهِمْ »