الشيخ محمد آصف المحسني
166
انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى)
جنگ هاى داخلى يكوقتى در مكه مكرمه بودم ، يكنفر افغانى نزد من آمد ، او مرا نمىشناخت كه افغانى هستم ، از من پرسيد ! از كجا آمدى ؟ گفتم از ايران ، حرف من درست بود ، من در ايران بودم و از آنجا به مكه مشرف شده بودم . گفت : من از افغانستان هستم ، از فلان ولايت و از فلان ولسوالى ، ( من نام آن ولسوالى را نمىگيرم ، صلاح نيست ) گفت يك روز در ولسوالى ما بين دو حزب جهادى آنقدر داشكه و سلاحهاى ثقيل ديگر فير شد كه اگر در كابل فير مىشد ، كابل سقوط مىكرد ! همين سلاحهايى را كه كشورها به نام جهاد به احزاب افغانى مىدهند ، همه بر عليه مردم استفاده شد ! توسط همين سلاحها در كوها و ديگر مناطق جنگى منطقه ما ، آنقدر فير صورت گرفت كه گويا روى زمين آهن روئيده است . [ واقعاً انسان خجالت مىكشد ] چه قدر مهمات زياد در جنگهاى داخلى تلف شد ؟ ! احزاب دشمن واقعى را فراموش كرده بودند ، اكثراً به صورت احمقانه به جان هم افتاده بودند . البته جنگهاى داخلى مربوط به همهى احزاب نمىشود ، به يك حزب و دو حزب هم محصر نمىشود ، يعنى اكثر احزاب جهادى ، براى دعواهاى ناچيزىكه داشتند ، كارشان به تفنگ رسيد ، در سابق اگر بين مردم اختلاف واقع مىشد و كار به درگيرى مىرسيد ، با چوب و سنگ همديگر را مىزدند ؛ ولى از وقتىكه كلاشنكوف پيدا شد ، ديگر چوب و سنگ از ياد مردم رفت ، در دعواهاى معمولى هم با كلاشنكوف يكديگر را مىزدند . متأسفانه ، اكثر احزاب جهادى اراده ضعيف داشتند ، حتى در جنگهايىكه بين دو نفر از طرفداران آنها صورت مىگرفت ، دو جبهه بزرگ به روى همديگر آتش مىگشودند . به جاى اينكه بيايند جنگ بين دو