الشيخ محمد آصف المحسني

56

روش جديد اخلاق اسلامى (فارسى)

روابط توليدى و مناسبات اقتصادى مىباشند و بالأخره همه ارزشهاى اخلاقى به آنها منتهى مىشود مثلًا در اجتماع بورژوائى رباخوارى ، سود جويى و تجاوز به حقوق ، مفاهيم خاص خود را دارد كارگر خوب كسى است كه به اجرت خود قانع باشد و از ارزش اضافى چيزى مطالبه نكند ! سخاوت يعنى كه كارفرما قدرى بيشتر مزد كارگر را به او بدهد ، طمع مذموم ، اينكه كارگر از مزد خود مقدار زيادترى را بخواهد ربا هيچ قبحى ندارد . دانشمندان ، اين نوع اخلاق اجتماعى را مردود ميدانند زيرا قبح و حسن اخلاقى تابع ارزشهاى خاص خود مىباشد نه تابع واقعيتهاى اجتماعى و طبيعى ، ارزشهاى اخلاقى هيچگاه از « هست‌هاى حقيقى و اعتبارى گرفته نمىشود و روابط اجتماعى مصدر « بايدها » و « نبايدها » ي اخلاقى واقع نمىشود بلكه لازم است اين روابط و اوضاع بر اساس ارزش‌هاى مستقل اخلاقى ارزيابى شود ، آنگهى خوبها انتخاب و بدها طرد شود ، و حتى براى طرد آنها از مبارزه هم دريغ نشود . پنجم - اخلاق طبيعى جمعى از دانشمندان كه يا به خداوند اعتقاد نداشته‌اند و يا بنيانگذارى اخلاق را بر اساس ايمان به خدا و روز قيامت بدور از روش روشنفكرانه دانسته اند ! براى تحكيم اصول اخلاقى به خيال‌پردازى مىپردازند . اينان مىگويند : در انسانها وجدان اخلاقى فطرى و غرايز اجتماعى بوديعت نهاده شده است و ادعا دارند كه غرايز اجتماعى