الشيخ محمد آصف المحسني
70
افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى)
آن از مشتقات اين كلمه در عربى و آنچه از كلمات لغت شناسان ( عربى ) به دست مىآيد سحر ؛ گردانيدن چيزى از اصل آن به خدعه و نيرنگ و فريب است به طورىكه ساحر باطل را به لباس حق اظهار مىدارد و به مردم گويا هيكلهاى عجيب و شكل خوبى يا ترسناكى را نشان مىدهد . دليل و وجه اين مطلب آن است كه سحر ( جادو ) كار پنهان است كه به وسائل پوشيده و پيچيده حاصل مىشود و شىء را از حقيقت جنسى آن به حسب ظاهر نه به حسب حقيقت بر مىگرداند به نحوى كه مردم خيال مىكنند كه ساحر در امور تكوينى و واقعيتها تصرف مىكند . مؤلف : سحر سببيت حقيقى و واقعى ندارد ؛ ولى اثر واقعى كه همان ترس مسحور باشد بر آن مترتب مىشود و نيز ديدن ريسمانها به شكل اژدهها يك نوع حقيقت فى حد نفسه دارد ؛ ولى واقعيت ندارد بالاخره سحر باعث ترس و ديدن ريسمان به شكل اژدهها در مرتبه خود واقعيتى دارد هر چند اژدههايى خارجى وجود نداشته باشد . بلى سحر در خيال و گوش و چشم اثر واقعى مىگذارد مثل اثر خوابهاى كاذب كه موجب واقعى غم و شادى مىشود ، حتى دروغ دروغ گويان كه خانه ترا آتش زدهاند و برادرت كشته شده زنت مرده و . . . موجب غم و اندوه واقعى مىشود هرچند خبر ها همه دروغ باشد دقت كنيد قرآن در قصه ساحران مىگويد ريسمانها و عصا ها را موسى مثل مار متحرك خيال كرد و در دل او خوف پيدا شد ، غرض من اين است كه همين خيال و ترس موسى و هر فرد ديگر و خوشحالى فرعون و طرفداران او واقعيت دارد كه از يك امر غير واقعى ( اژدههاى خيالى ) پيدا شده است و بين اين دو امر خوانندگان اشتباه نكنند . 3 . از اينجا فرق بين سحر و معجزه ظاهر مىشود معجره واقعيت دارد ، عصاى حضرت موسى ( ع ) واقعاً همهاى ريسمانها و عصاهاى ساحران را به قدرت خداوند بلعيد و واقعا از بين