الشيخ محمد آصف المحسني

63

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى)

يك سوال عقلى خداوند مىدانست فرعون ايمان نمىآورد ، چرا موسى و هارون را به سوى او فرستاد ؛ و به قول مردم عوام آنان را دنبال نخود سيا فرستاد ؟ جواب معمولى اين است كه بلى سوال درست است ولى بايد بر فرعون حجت تمام مىشد ؛ لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ إِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ الأنفال : 42 . و از دو پيامبر برادر هم پنهان كرد تا آنان مأيوسانه و سست دعوت نكنند و به ايمان اميد وار باشند تا عميقانه دعوت نمايند . ولى در اين مقام تنها ايمان آوردن فرعون مقصود نبوده ؛ بلكه دو چيز ديگر هم در برنامه رسالت اين دو برادر برزگوار و ارجمند مد نظر بوده است : 1 . يكى آزادى بنى اسرائيل از استثمار فرعون كه در اولين دعوت خود طبق دستور خداوند چنين گفتند : إِنَّا رَسُولا رَبِّكَ فَأَرْسِلْ مَعَنا بَنِي إِسْرائِيلَ وَ لا تُعَذِّبْهُمْ طه : 47 . بعيد نيست كه رسالت اصلى همين آزادى بنى اسرائيل بود و ايمان فرعون مانند ايمان ساحران و ساير قبطىها تبعى بوده است و آيات قرآن همه جا موسى را پيامبر بنى اسرائيل مىداند . 2 . هدايت بنى اسرائيل وسوق آنان به سوى خدا و دين خدا . علم غيب انبياء و اولياء علم غيب داراى سه مرتبه است : مرحله اول : كه خود انبياء ذاتا علم به غيب داشته باشند ( غيب آنچه كه از حواس ما غايب باشد چه فعلا موجود باشد و يا در آينده وجود بگيرد ) اين فرض يقينا باطل و عقلا مستحيل است مانند دو جمع دو حاصل پنج ؛ و بعيد نيست كه هركس معتقد شود انسان ذاتا علم غيب دارد اين اعتقاد اوموجب شرك شود . مرحله دوم : كه خداوند به كسى علم غيب را به طور مطلق تعليم داده باشند چنين كسى