الشيخ محمد آصف المحسني

49

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى)

النحل : 31 . بحث مهم اين است كه در بهشت طلوع و زوال و غروب است يانه ؟ به هرحال در آيه 13 سوره انسان خداوند مىفرمايد : در بهشت شمس و زمهرير را بهشتىها نمىبينند وقت كه شمس نباشد چگونه صبح و عصر معلوم مىشود ، شمس به گفته راغب در مفردات دو معنى دارد : يكى قرص خورشيد و ديگرى ضوء و روشنايى كه از آن منتشر و پراگنده مىشود . ولى جاى انكار نيست كه به علل ديگر فضاى بهشت تاريك نيست وگر نه انسان‌ها ناراحت مىشوند ؛ بلكه شبيه به بين الطلوعين و حتى ممكن است روشن‌تر از آن كه خيلى مطبوع و ملائم طبع ما باشد وجود داشته باشد . ظاهرا زمين كره حساب نيز خورشيد ندارد ؛ ولى « مشرقه » است وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَ وُضِعَ الْكِتابُ وَ جِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَ الشُّهَداءِ وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ الزمر : 69 . و زمين ( قيامت ) به تأبيدن نور پروردگارش سفيد و روشن شد ، نوشته ( ها ) گذاشته مىشود و انبياء و شاهدان آورده مىشوند و به حق و عدل قضاوت مىگردد . و چنانچه روشنايى و سفيدى روز به خورشيد مىبود كلمه « بِنُورِ رَبِّها » لزومى به بيان نداشت و يا بالشمس مى فرمود . حشر جن در قيامت « فَوَ رَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَ الشَّياطِينَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِيًّا » مريم : 68 ؛ به پروردگارت سوگند كه كفار ( انس ) را با شياطين جنى ( در ميدان قيامت ) جمع مىكنيم و سپس آنان را در اطراف جهنم در حالىكه به زانو آمده‌اند حاضر مىسازيم . آيه دلالت دارد كه در حشر و رفتن به دوزخ بين كفار انس و جن فرقى وجود ندارد ؛ هردو نوع مكلف به عمل به دين بودند و به رفتن به كره حساب و كره دوزخ و يا بهشت