الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
249
الغدير ( فارسي )
چشم برآمده را در حدقه نهاد و بينا آمد ؟ شاعر : سعيد ( 1 ) بن احمد بن مكى ، نيلى ، مؤدب ؛ از بزرگان شيعه و سرايندگان خوشپرداز ، و فدائيان عترت طه است كه در راه عقيده و مذهب ثنا و ستايش اهل بيت پيامبر ، فراوان سروده و نيك در سفته ، مآثر و مفاخر آل طه را بر ملا منتشر ساخته ، بدان حد كه كوتاه نظران او را به غلو و افراط ، نسبت دادهاند ، در حالى كه شاعر گرانمايه ، از دوستان معتدل و ميانه رو است ، منتهى تا سر حد قدرت از مشعل فروزان اهل بيت پرتو گرفته و قدم جاى قدم آنان نهاده است . و لذا ابن شهرآشوب در كتاب « معالم العلماء » او را در شمار پرهيز - گاران از سرايندگان نام برده است . ياقوت حموى در معجم الادباء ج 4 ص 230 گويد : مؤدب شيعه مذهب ، نحوى دانشورى بود ، با لغت و ادب آشنا ، در شيعه گرى راه افراط و مبالغه مىپيمود ، شعر نيكوئى دارد ، و بيشتر در ثنا و ستايش اهل بيت سروده . در غزل سرائى لطيف است ، با عمرى قريب صد سال ، در سنهء 565 در گذشت . از جمله اشعار او : قمر أقام قيامتى بقوامه لم لا يجود لمهجتى بذمامه ملَّكته كبدى فأتلف مهجتى بجمال بهجته و حسن كلامه و بمبسم عذب كأنّ رضابه شهد مذاب فى عبير مدامه و بناظر غنج و طرف أحور يصمى القلوب اذا رنا بسهامه - ماهپاره اى با قد دلجويش قيامت به پا كرد ، خدا را ، بر اين دل زارم رحمتى آرد . - قلبم به دو سپردم ، خون دلم ريخت ، با جمال دلارايش ، لهجهء خوش بيانش . - با لب و دندانى شيرين ، شهد گوارايش آغشته با شراب انگبين . - با نگاهى دلربا ، چشمانى سياه و گيرا ، دلها در خون كشد با تير مژگان .
--> ( 1 ) در معجم الادباء و فوات الوفيات ( سعد ) نوشته ، و آن تصحيف است .