الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

236

الغدير ( فارسي )

- مناقب و مفاخرش نهفتند ، بر ملا شد . پرتوش در حجاب كردند ، جهان روشن گشت . - مشك و عنبر كى نهان گردد ، شميم جان پرورش در پرده نماند . * و از همين قصيده است : - أيا امّة لم ترع للدّين حرمة و لم تبق فى قوس الضّلالة منزعا - هلا . اى امت گمراه كه حرمت دين بشكست ، سرگشتگى و ضلالت از حد بدر برد . - با كدامين حجت و برهان ، فرمان حق زير پا نهاديد . - حق ويژهء على را غصب كرديد ، امامت و خلافت راه شما را هموار كرد . - تيغ كين در خاندان رسول نهاديد ، سر و دست آنان از تن جدا كرديد . - در كربلا خونشان حلال شمرديد ، ناوك سنان از خونشان سيراب نموديد . - آب فرات بر آنان حرام شد ، تشنه كامان را دادرسى باقى نماند . * قصيده 56 بيت است كه قسمتى از آن گزين شد . 2 در ماتم سيد الشهداء چنين سروده ان خانها الدّمع الغزير فمن الدّماء لها نصير دعها تسحّ و لا تشحّ فرزؤها رزء كبير ما غصب فاطمة تراث محمّد خطب يسير كلَّا و لا ظلم الوصىّ و حقّه الحقّ الشهير نطق النّبىّ بفضله و هو المبشّر و النذير - اگر سيلاب اشكم فرو نشيند ، از خون دل مدد گيرم . - بگذار فرو ريزد و آرام نگيرد ، كه مصيبت بس عظيم است . - ميراث محمد از دخترش دريغ كردند . نه كارى سهل پيشه كردند . - ابدا . و نه ظلمى كه بر على رفت : حق مشهورش بتاراج بردند . - رسول حق به فضل و مقامش زبان بر گشود : اوست كه بشير و نذير است . جحدوه عقد ولاية قد غرّ جاحده الغرور