الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
222
الغدير ( فارسي )
- بارى ، سومين با شوراى شش نفر بخلافت نشست ، تيغ تيز بر سر على آهيخت تا به دو پيوست . - آخر آئين خلافت بر شورى بود ؟ يا بر اجماع ؟ يا نص بر خلافت ؟ بيائيد تا بر اسلام بگرييم و بناليم . - آنكه از جانب حق بخلافت منصوص شد ، بر كنار ماند . در گوشه اى بتلاوت قرآن روز برد . - اگر شمع وجودش را به سرورى مىپذيرفتند ، به راه راستشان رهبرى مىفرمود . - اوست دانشمند ربانى كه بيمانند است ، اوست دلاور سلحشور ، شير بيشهء شجاعت . - هماره در « بدر » و « احد » و « خيبر » صفشكن بود ، بينى دشمنان بريد . - تاخت بر دو با شمشير بر فرقشان كوبيد ، خواه ناخواه سر تسليم فرود آوردند . - به ظاهر ره اسلام گرفتند ، كفر باطن برقرار ، باشد كه جان خود برهانند . - گفتند : على راه جور گرفت ، فراوان از او شكايت بردند . - گفتند : خون مسلمين ريخت ، در ميان آنان تبهكار و ناتبهكار فراوان بود . - گفتم : لختى مهلت آريد ، خدايتان رهبرى نكناد . وصى رسول كجا ستمكار باشد . - خون مسلمين ريخت ؟ به حق سوگند كه در آن گروه يك نفر مسلمان نبود . - على خون « ناكثين » ريخت كه بيعت او شكستند ، از متجاوزين انتقام گرفت . - مگر نه رسول فرمود : على مهين داور شماست ؟ اين حديث را همه مخالفين ايراد كردند . - اگر در قضاوت « ناكثين » بر خطا بود ، رسول حق چگونه قضاوت او تصويب نمود . - كاش حاضر بودمى و در ركابش خون « ناكثين » ريختمى . - برستاخيز ، با پنجهء خونآلود ، به پيشگاه خدا رفتمى . و معلوم شدى