الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

217

الغدير ( فارسي )

- دين حنيف اسلام را همراه تقوى پايه گذار بودند ، به دستور خدا قيام كردند . - ابراهيم فرزند رسول ، خالويشان ، فاطمه دخت محمد مادرشان ، جعفر طيار كه در خلد برين بپرواز درآيد ، عمويشان . - بسوى خدا گريزانم از اين قوم كه بر هلاك و دمار آنان متفق گشتند . واى از اين مصيبت . چه گونه همدست شدند . - از آب زلال دريغ كردند ، شط فرات مالا مال بود . جام مرگشان نوشاندند ، زهر و شرنگ بود . - از خاندان مصطفى قصاص كردند ، خونى كه على در بدر و احد ريخت . - برسم جاهليت شوريدند ، گويا مسلمان نبودند . - كشتند و رويهم انباشتند ، گويا هيمهء بيابان طف بود . - وحش بيابان حلقهء ماتم زد ، پرندگان بر فرازشان سايبان برافراشتند . - عجبا . با شمشير اسلام به خاك هلاكشان نشاندند ، بخاطر ديانت در خون كشيدند . - خاندان اميه در كربلا قدم پيش ننهاد ، مگر با يارى پيشينيان كه راه را هموار كردند . - كجا توانند خون حسين را از دامن خود بشويند ، نه اين است كه خيل بنى اميه را با دست خود زين و لجام بستند ؟ - دانستند كه حق ولايت با حيدر است ، منتهى مظلوم و ستمكش بود . - ستم كردند ، حق او را بردند ، عقب راندند با آنكه پيشوا و سرور بود . - اعتراف كرد كه اين بيعت « فلته » و تصادف بود ، لذا گفت : هر كه آن را تجديد كند بايد كشت . - بدين جهت كار بشورى افكند ، ميان شش نفر كه صاحب اختيارش ابن - عوف بود . - هدف اين شورى ، توطئه قتل على بود ، تنها خدايش نگاهبان بود . - و گرنه شير بيشهء شجاعت كجا و كفتارهاى ترسو . خورشيد رخشان كجا و