السيد محمد صادق الطهراني
62
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى)
باز ما را به محضر خود راه داده و از لئالى تابناك علوم و معارف إلهيّه و حقائق ربّانيّه روح و جانمان را منوّر مىساختند . عتبهء مباركهء ايشان بارانداز مسائل و مشكلات علمى و معرفتى ما بود و آن جناب بدون مضايقه حلّال مشكلاتمان بودند . در هر مسألهاى از مسائل فقه و غيره كه وارد مىشديم ، إحاطهء ايشان به آن مسأله و يا فرع فقهى و اطراف و جوانب آن و اطّلاع وسيع و گسترده به أقوال و مدارك ، حيرت انگيز و مايهء تعجّب و شگفتى بود ، كُنّا نَدخُلُ عَليه رُوّادًا و نَخرُجُ أدلّةً . مقام علمى علّامهء والد از زبان بزرگان كلماتى كه از أعيان علماء و فقهاء و أساتيد عظام ايشان كه خود از أسطوانههاى علم و فقاهت بودهاند ، در حقّ ايشان بيان شده ، خود دلالت بر علوّ قدر و پايهء جلالت ايشان در علم و عمل دارد . يكى از بزرگان مراجع در وصف ايشان ميفرمود : « والد معظّم شما رضوان الله تعالى عليه ، زمانى كه به بلدهء طيّبهء قم براى تحصيل علوم و معارف أهلبيت عليهم السّلام آمده بودند ، در ميان أساتيد و فضلاء و طلّاب ، در علم و عمل ، مشارٌ إليه بالبنان بودند . و قراءت قرآن و تقيّد به حضور در نماز جماعت و خواندن نوافل يوميّه و بيدارى شبها مشهود سيرهء عملى ايشان در أيّام تحصيل بود . » يعنى حركت و سير اين طائر بلندپرواز آسمان علم و معرفت و تقوى ، از ابتداء با دو بال علم و عمل توأم و همراه ، و اوصاف طالب حقيقى و واقعى علم از پيشانى بلند ايشان به آسمان ساطع بوده است . و اساتيد و أصدقاء ، اين أنوار تابناك طهارت و تقوى را بر سيماى ايشان ، با جان و دل خود احساس مىكردند .