السيد محمد صادق الطهراني

63

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى)

و ايشان از طالبان علمى بودند كه حضرت أبو عبد الله جعفر بن محمّد الصّادق عليه‌السّلام ، آنان را اين گونه توصيف مىكنند : وَ صاحِبُ الْفِقْهِ وَ الْعَقْلِ ذو كَابَةٍ وَ حَزَنٍ وَ سَهَرٍ ، قَدْ تَحَنَّكَ فى بُرْنُسِهِ وَ قامَ اللَيْلَ فى حِنْدِسِهِ ، يَعْمَلُ وَ يَخشَى وَجِلًا دَاعيًا مُشْفِقًا ، مُقْبِلًا عَلَى شَأْنِهِ ، عارِفًا بِأَهْلِ زَمانِهِ ، مُسْتَوْحِشًا مِنْ أَوْثَقِ إخْوانِهِ . فَشَدَّ اللَهُ مِنْ هَذا أَرْكَانَهُ وَ أَعْطاهُ يَوْمَ الْقِيَمَةِ أَمانَهُ . « 1 » « اوصاف و نشانه‌هاى صاحب فقه و عقل اين چنين است كه : از فراق و هجران حضرت محبوب ، دلشكسته و محزون و شب‌ها بيدار و بىقرار است ، جامهء عبادت به تن نموده و در دل شب‌هاى تار پهلو از بستر تهى كرده ، براى عبادت حضرت معشوق به پا خواسته است . همواره با خوف و خشيت از خدا به دستورات إلهى عمل مىنمايد و با بيم و ترس به دعا و مناجات با خداوند مىپردازد . به إصلاح نفس و تهذيب باطن خود پرداخته ، أهل زمانه‌اش را مىشناسد ، و براى انس با خدا و تخلّص و رهائى از مفاسد عالم كثرت از مطمئن‌ترين برادران و ياران خود كناره گرفته و خلوت گزيده است . لذا خداوند أركان وجود چنين كسى را استوار نموده و در روز قيامت او را در سايهء أمن و أمان خود قرار ميدهد . » استاد ما حضرت آية الله حاجّ شيخ مرتضى حائرى فرزند حضرت آية الله حاجّ شيخ عبدالكريم حائرى يزدى ، مؤسّس حوزهء علميّهء قم رضوان الله تعالى عليهما كه حقير بيش از ده سال در درس خارج ايشان شركت مىكردم و حضرت علّامهء والد روحىفداه نيز برخى از دروس سطح را خدمت ايشان خوانده بودند ، از جناب والد و نبوغ و استعداد درخشان و همّت عالى

--> ( 1 ) . كافى ، ج 1 ، ص 49 ، كتاب فضل العلم ، باب النّوادر ، ح 5 ؛ و بحارالأنوار ، ج 2 ، ص 46 و 47 ، كتاب العقل و العلم ، باب صفات العلمآء ، ح 4 و 5 .