السيد محمد صادق الطهراني

61

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى)

دو جهان سايه است و نور تويى * سايه را مايهء ظهور تويى آنقدر اين درس زيبا و دلنشين و عميق بود كه گاه انسان تصوّر ميكرد اين خود حاج‌ّملّاهادى است كه بر كرسى تدريس تكيه زده و فريده‌هاى حكمت را كه خود در رشتهء نظم درآورده ، از معانى و حقائق بلند آن كه در پس ألفاظ پنهان است ، پرده‌گشائى مىكند . تفوّق و برترى حضرت علّامه والد معظّم نسبت به أساتيد و مدرّسين بنام آن دوره ، از مقايسهء درس ايشان با ديگر مدرّسين معروف كه گاهى در مجلس درسشان شركت مىكرديم ، كاملًا واضح و روشن بود . زمانى كه براى ادامهء تحصيل از طهران به بلدهء طيّبهء قم مشرّف شدم و رحل اقامت و بار نياز خود را بر آستانهء كريمهء أهل‌بيت حضرت فاطمهءمعصومه سلام‌الله‌عليها انداختم ، روزى به يكى از درس‌هاى معروف و مشهور منظومه رفتم ، با آن كه استاد آن درس بنام و معروف بود ولى درس منظومهء والد معظّم روحىفداه از جهات متعدّدى بر آن رجحان داشت . نظير دوست نديدم اگرچه از مه و مهر * نهادم آينه‌ها در مقابل رخ دوست « 1 » در اواخر عمر شريفشان نيز در مشهد مقدّس بحث خارج ولايت فقيه را تدريس فرمودند كه بنده نيز توفيق حضور در آن درس را يافتم كه آن سلسله دروس با نام ولايت فقيه در حكومت إسلام به طبع رسيده است . اين مقدار استفادهء رسمى ما از محضر ايشان بود ، امّا تا پايان عمر شريفشان همواره از آن بحر طافح علم و معرفت و فقاهت مستفيض بوده و از خرمن پرفيضشان توشه مىگرفتيم و ايشان نيز بىدريغ و بدون آلايش و با آغوش

--> ( 1 ) . ديوان‌حافظ ، غزل 12 ، ص 13 .