السيد محمد صادق الطهراني

59

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى)

عبارات و فصل و وصل‌هاى آن ، و بيان دقائقى كه مصنّف و يا شارح به آنها اشاره نموده ، و نيز تعليم كيفيّت استنباط آنها از عبارات به شاگردان ، و در پايان توان پاسخگويى به سؤالات و دفع اشكالات ، شاخص‌هايى هستند كه عيار استاد در آنها محك زده مىشود ؛ و ايشان در تمام اين موارد در حدّ أعلا قرار داشتند و به‌حقّ عالمى نحرير و استادى حاذق و متبحّر بودند . شرح حكيم إلهى حاجّ ملّاهادى سبزوارى أعلىالله‌مقامه بر منظومهء منطق و حكمت خود ، شرحى است مزجى ، در اين نوع از شرح ، عبارات متن با توضيح و تفسير آن چنان ممزوج مىشود كه جز با علائم قراردادى قابل تمييز و تشخيص نمىباشد ؛ و از آنجا كه شارح خود را ملزم به آوردن عين عبارات متن مىكند از فسحت او در ميدان تفسير و شرح و توضيح كاسته مىشود ، آنچنان كه گاه سر از تعقيد لفظى و يا معنوى درآورده و عبارت به گونه‌اى مىشود كه در فهم معناى مراد و مقصود تُسكَبُ فيهِ العَبَرات ( اشك ها جارى ميگردد ) . و اين شرح ، علاوه بر اغلاق و تعقيد ، مشتمل بر مطالب و مسائل سنگين و عميق حكمت و گاه عرفان نيز مىباشد كه سختى تدريس و تفهيم را دو چندان مىكند . زمانى كه إلهيّات آن را در خدمت حضرت علّامهء والد قدّس‌الله نفسه‌الزّكيّه درس مىگرفتيم ايشان ابتدا آراء و نظرات مطرح شده در كتاب را با دقّت و ظرافت تمام شرح داده و أدّلهء هر يك را به طور كامل تقرير مىفرمودند و جوانب مسأله را مورد بررسى قرار مىدادند و بعد از آن عبارات شرح را خوانده و تطبيق مىنمودند و آنچنان بر بحث مسلّط بوده و مطالب را خوب تفهيم نموده و به سؤالاتمان پاسخ شافى و كافى ميدادند كه ديگر هيچ اشكالى باقى نمىماند . به ياد دارم كه در روزهاى آغازين درس هنگامى كه مفصّلًا أدلّهء أصالةالوجود را تقرير فرموده و اشكالات قول به أصالةالمهيّه را تبيين نمودند ، بر