السيد محمد حسين الطهراني
69
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح (ضميمه فقهاى حكيم) (فارسى)
به دنبال وجود استقلالى رفتهايم ؛ و أمّا به لقاء خدا نمىرسيم ، چون به دنبال خدا نرفتهايم و در آن حضرت خدا را نديدهايم . لذا أكثر افرادى كه از عشق حضرت ولىّ عصر مىسوزند ، و اگر هم موفّق به زيارت شوند باز هم از مقاصد دَنىّ و جزئى و حوائج مادّى و معنوى تجاوز نمىكنند ؛ روى اين اصل است كه آن حضرت را مرآت و آيه حقّ نگرفتهاند ، و الّا به مجرّد ديدن بايد خدا را ببينند و از وصال آن حضرت به وصال حقّ نائل آيند ، نه آنكه باز خود آن حضرت حجابى بين آنان و بين حقّ شود و از آن حضرت حاجات دنيويّه و آمرزش گناه و اصلاح امور را تقاضا كنند . چه بسيار از أفراد كه به محضرش مشرّف شدهاند و آن حضرت را هم شناختهاند ، ولى از عرض اين گونه حاجات احتراز نكردهاند و همين چيزها را خواستار شدهاند . پس در حقيقت نشناختهاند ، زيرا معرفت به او معرفت به خداست ؛ من عرفكم فقد عرف الله . هر كس بخواهد خدمت او برسد بايد تزكيهء نفس كند و به تطهير سرّ و اندرون خود اشتغال ورزد ، در اين صورت به لقاى خدا مىرسد كه لازمهاش لقاءِ آن حضرت است ، و به لقاء آن حضرت مىرسد كه بالملازمه لقاء خدا را پيدا كرده است ؛ گر چه در عالم خارج و طبيعتْ مشرّف به شرف حضور بدن عنصرى آن حضرت نشده باشد . پس عمدهء كار معرفت به حقيقت آن حضرت است ، نه تشرّف به حضور بدن مادّى و طبيعى . از تشرّف به حضور بدن مادّى و