السيد محمد حسين الطهراني

60

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح (ضميمه فقهاى حكيم) (فارسى)

به خدا و فناء و اندكاك در ذات خدا را مقصد و مطلوب قرار داد ؛ غاية الأمر چون اين مقصد بدون اين راه طىّ نمىشود و اين مطلوب بدون اين طريق بدست نمىآيد ، براى وصول به مقصد و مطلوبْ بايد پا در اين طريق نهاد . چون نمىتوانيم خورشيد را بدون آئينه و مرآت نگاه كنيم بايد جمال آن را در آب و يا آئينه ببينيم . آئينه و مرآت نسبت به خورشيد معناى حرفى دارد ، خود نما نيست بلكه خورشيد نماست . نه مىتوانيم از نظر به خورشيد و أنوار و حرارت و لَمَعان او دست برداريم ، زيرا كه حيات بخش است ؛ و نه مىتوانيم در آئينه به نحو استقلال بنگريم ، زيرا كه در اين صورت نمايندهء خورشيد نيست و چهرهء آن را در خود منعكس نمىكند ، آئينه در اين حال خودنماست ، شيشه است ، صيقل است ، و در حقيقت عنوان آئينه بودن را ندارد . امّا اگر در آئينه و آب به نحو مرآتى و نمايندگى نظر كرديم ، ديگر آن را نمىبينيم بلكه خورشيد را در آن مىبينيم . پس بايد حتماً در آئينه بنگريم تا خورشيد را ببينيم ، راهى غير از اين نداريم . و به عبارت علمى : آئينه « ما بِه يُنظَر » است نه « ما فيهِ يُنظَر » . وجود مقدّس حضرت بقيّة الله عجّل الله تعالى فرجه آئينهء تمام نماى حقّ است ، و بايد در آن آئينه حقّ را ديد نه خود آن را ، چون خودى ندارد . و نمىتوان بدون آن حقّ را ديد ، چون بدون آن حقّ قابل ديدن نيست . و بنابراين حتماً بايد حقّ را از راه و از طريق و از آئينه و مرآت آن