السيد محمد حسين الطهراني
61
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح (ضميمه فقهاى حكيم) (فارسى)
ولىّ أعظم جست ، و به سوى او در تكاپو بود . « 1 »
--> ( 1 ) - دربارهء لزوم استفاضهء سالك إلى الله از نفس مطهّر و نورانى امام زمان سلام الله عليه و عدم استغناء از آن قطب عالم إمكان ، حضرت علّامه آية الله مؤلّف قدّس سرّه در شرح نفيس خود بر « رسالهء سير و سلوك منسوب به بحرالعلوم » در تعليقهء 137 ، ص 166 و 167 ميفرمايند : « أولياء خدا و افرادى كه به مقام كمال انسانى رسيدهاند در هر زمان ممكنست متعدّد باشند و هر يك از آنان قابل دستگيرى و هدايت و ارشاد سالكين ؛ ليكن امام و خليفهء رسول خدا كه داراى ولايت كبرى و حافظ شريعت و طريقت و مُهَيمِن بر جميع عوالم و محيط بر جزئيّات و كلّيّات است ، در هر زمان بيش از يكى نيست ، و تمام اولياء در تحت لواى اويند و در تحت شريعت و طريقت او ؛ و براى سالك ضرورى است كه پيوسته متوجّه او باشد . و اين همان معناى مرافقتى است كه مصنّف فرموده است ؛ زيرا كه مرافقت از رفاقت و رفيق مشتقّ است و مسلّماً مرافقت بدنى شرط نيست ؛ بلكه مرافقت روحى لازم است ، و اين مبتنى است بر آنكه همانطور كه روح ولىّ بر سالك سيطره دارد ، سالك نيز پيوسته متوجّه او بوده تا مرافقت صادق شود . و عمدهء سير و حركت سالك بواسطهء اين مرافقت با امام صورت مىگيرد ، كه مصنّف ( ره ) از او تعبير به استاد خاصّ فرموده است ؛ و در زمان غيبت كُبرى منحصراً اختصاص دارد به وجود حضرت امام زمان حجّةُ الله البالغة محمّد بن الحسن العسكرى عجّل الله تعالى فرجه . » و نيز در رسالهء « لبّ اللباب » ص 133 و 134 چنين فرمودهاند : « و امّا استاد خاصّ ، آن است كه بخصوصه منصوص به إرشاد و هدايت است ؛ و آن رسول خدا و خلفاى خاصّهء حقّهء او هستند . و سالك را در هيچ حالى -