السيد محمد حسين الطهراني

38

رساله مودت (تفسير آيه قل لا أسئلكم عليه أجرا إلا المودة في القربى) (فارسى)

خود به خود روحيّهء ظالمانه در او پيدا مىشود . و اگر كسى محبّت به شخص عادل و منظّم و مستقيمى داشته باشد كه طهارت و تقوى در روح او مُهر خورده و به باطن او سرايت كرده است ، خود به خود داراى صفت عدالت و استقامت و طهارت خواهد شد . بنابراين بر أفرادى كه طالب راه خدا هستند لازم و حتم است كه خود را به صفات خدا درآورند و اين معنى بدون تحصيل محبّت خداوند محال است ؛ يعنى اگر كسى در تمام عمر به كارهاى خير مشغول باشد و از بدىها اجتناب كند ، ولى محبّت خدا را در دل نپروريده باشد ، جان او از صفا و وفا كاملًا تهى بوده و مانند قبرى است كه روى آن را با نقش و نگار زينت نموده باشند . جان و حقيقت انسان همان قوّهء جاذبه و كشش روحى اوست و گرنه با ديوار ساكن و قبر خراب چه تفاوتى دارد . عمل صالح كه از جان زنده و روح صفا و محبّت بر نخيزد چون گوشوار و دست بَرَنجَنى « 1 » است كه در دست مرده و در گوش او آويزند . ولى اگر با محبّت توأم شد ، مانند زينتى كه به انسان زنده آرايش دهند ، موجب كمال و مزيّت او خواهد بود . محبّ خدا بواسطهء أعمال نيك ، دائماً محبّت خدا را در دل خود شديد مىكند و با مخالفت هواى نفس و موافقت رضاى محبوب عشق خدا را در دل زياده ميگرداند ، تا به حدّى كه مورد رضاى او واقع شده ، از هواى خود بيرون آمده ، به هواى دوست زنده است . در اينحال خدا در وجود او حكومت مىكند ، تمام أعمال و رفتارش خود به خود به ارادهء خدا خواهد شد ؛ كأ نّه از خود خالى گرديده و از خدا سرشار است . از حركت به خود دست كشيده و به حركت خدا متحرّك است .

--> ( 1 ) - دست بَرَنْجَن : دست‌بند ، النگو ( دهخدا )