السيد محمد حسين الطهراني

37

رساله مودت (تفسير آيه قل لا أسئلكم عليه أجرا إلا المودة في القربى) (فارسى)

بسيار ديده شده است كه عاشقى متّصف به اوصاف محبوب شده است گرچه از اختيار او خارج بوده است ، يا در هنگام مرض و ابتلاء معشوق ، او نيز مريض و مبتلى گرديده است در حالى كه أصلًا از مرض و ابتلاء معشوق خبرى نداشته است . بسيارى از علوم و ادراكات محبوب خود به خود در نفس محبّ پيدا مىشود . محبّ بدون رابطهء مادّى و حسّى از امور محبوب اطّلاع پيدا مىكند و با او در پنهانى گفت و شنود دارد و از گزارشات و جريانات او مو به مو خبردار ميگردد . و از اين بالاتر صفات محبوب در حبيب طلوع مىكند ؛ ممكن است شخصى مبتلى به صفات رذيله مانند حسد ، بخل ، حبّ مال و شَرَه و غيره باشد ، و چون عشق به معشوقى ورزيده كه در او صفت ايثار و گذشت و عفّت بوده است ، او نيز خواه ناخواه متّصف به عفّت و ايثار شده است . عشق به بىحيا عاشق با كمى حيا را بىحيا گرداند و عشق به باحيا عاشق بىحيا را باحيا كند . محبّت به شخص مالدوست شخص مُنفق را حريص و محبّت به منفق شخص حريص را منفق گرداند . عشق به عالم و دانشمندى خاص ، علوم و ادراكات او را بطور اجمال ، و بالاتر آنكه بطور تفصيل در نفس عاشق جلوه‌گر كند . و محبّت شديد به بعضى از طوائف جهّال مانند بعضى از طبقات نِسوان ، دانشمندان ورزيده را كودن و جاهل گرداند . بارى ، اثر عشق و محبّت و طلوع آثار و صفات محبوب به سبب جاذبهء روحى محبّ در نفس او بسيار مشهود و روشن است . در اين باب سيَر و تواريخ داستانها آورده‌اند و كم و بيش براى خودِ أفرادى كه دچار محبّت شده‌اند واضح و روشن است . چون اين مقدّمه واضح شد ميگوئيم كه : اگر كسى محبّت به شخص ستمگر و ظالمى داشته باشد گرچه او خود نيز مايل به ستم و تجاوز نباشد ، ولى