السيد محمد حسين الطهراني

26

رساله نكاحيه (كاهش جمعيت ضربه اى سهمگين بر پيكر مسلمين) (فارسى)

نيست تا خودش اختيار رها كردن آن را داشته باشد ؛ واقعيّت و حقيقتِ وى نفس ناطقه و روح اوست ، و آن هم با مُردن از بين نمىرود . فلهذا تا وقتى كه به كمال خود نرسيده است بايد در دنيا بماند گرچه تحمّل مشكلات و مصائب را بكند ، و چه بسا اين مصائب نيز موجب كمال روحى وى خواهد شد . و انتحار ، دست زدن به مرگ قبل از وقوع است ، و ميوه نارسيده را از درخت چيدن ، و قبل از فعليّت ، در نطفه استعداد و قابليّت ، نفس ناطقه را از بدن بيرون كشيدن و خلع لباس نمودن . بر اين اساس است كه در ميان مسلمانان انتحار ابداً ديده نمىشود ؛ و اگر در ميانِ سالى ، يكى دو فقره اتّفاق افتد ناشى از جهل آنان به مسأله و گمان خلاص از اين دنيا و رنجها و آلام و مصائب آن بوده است ؛ غافل از آنكه آتش جهنّم از اين رنجها و آلام شديدتر و سوزاننده‌تر و گدازنده‌تر است . امّا در ممالك كفر بالأخصّ در اروپا و آمريكا ، به قدرى شيوع دارد كه در هر روز رقم مُعْتَنابِهى از متوفّيات شهرها را تشكيل ميدهد . آنها در اثر برخورد با ناملايمى دست به انتحار ميزنند . فلهذا بر اين اصل ، بسيار ضعيف الإراده و كم تحمّل هستند . قدرت تحمّل مشكلات امراض صَعْبه ، و اختلافات شديد زن و شوهرى و همسايگى ، و فقر و كم بضاعتى ، و مردود شدن در امتحانات نهائى و كنكورها و غير ذلك را ندارند ؛ به مجرّد وقوع بعضى از اين رويدادها دست به خودكشى مىزنند . كراراً شنيده‌ام : در انگلستان كه مردم محروم آن ، در سال روى آفتاب را كمتر مىبينند ، و اغلب أوقات آن جزيره كوچك ، بواسطه سواحل دريائى گرفتار غَيم و ابرهاى غليظ و هواى شرجى و كنار دريائى است ، براى گردش و تفريح و رفتن به بيرون شهر ، روزهاى نادر آفتابى بسيار مرغوب و مطلوب است . و روزى كه خورشيد طلوع كند ، گويا حيات نوينى گرفته‌اند ؛ در اين صورت اگر جوانان آنجا با هم وعده تفريح و بيرون رفتن در روز معهود آفتابى را