السيد محمد حسين الطهراني
90
لمعات الحسين (ع) (فارسى)
مناجات حضرت با خداوند در لحظات آخر و حالات حضرت در هنگام شهادت در اين حال ، از كثرت زخمها و جراحات وارده ، ضعف بر آن حضرت آنقدر شديد بود كه ايستاد تا بيارامد ؛ كه مردى سنگ بر پيشانيش زد و خون بر صورتش جارى شد . و با لباس خود خواست تا خون را از دو چشمش پاك كند كه مرد ديگرى به تير سه شعبه قلب مباركش را هدف ساخت . پسر رسول خدا ، به خدا عرض كرد : بِسْمِ اللَهِ وَ بِاللَهِ وَ عَلَى مِلَّة رَسُولِ اللَهِ . وَ رَفَعَ رَأْسَهُ إلَى السَّمَآءِ وَ قَالَ : إلَهِى ! إنَّكَ تَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقْتُلُونَ رَجُلًا لَيْسَ عَلَى وَجْهِ الارْضِ ابْنُ نَبىٍّ غَيْرُهُ ! « به نام خدا ، و به خود خدا ، و بر ملّت و آئين رسول خدا ( اين شهادت روزى من مىگردد ) . و سرش را به طرف آسمان بلند نموده و گفت : خداى من ! تو مىدانى كه اين قوم مىكشند مردى را كه در روى زمين پسر پيغمبرى جز او نيست ! » دست برد و تير را از پشت خود خارج كرد ؛ و خون مانند ناودان فَوَران مىكرد . « 1 »
--> از « مقتل خوارزمى » ( 1 ) « مقتل مقرّم » از « نفس المهموم » و از « مقتل خوارزمى » و از « لهوف » ص 106 و 107