السيد محمد حسين الطهراني

71

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

--> مسائل جزئيّه حتّى الإمكان تتبّع و فحص به عمل مىآورد و سپس از آنها استنتاج قواعد كلّيّه مىنمايد ؛ همچنانكه در علم صرف و نحو ، رويّه و عادت آنست كه جزئيّات معروفه را تتبّع ميكنند تا از آنها قاعدهء مرفوع بودن فاعل را استنتاج كنند . امّا فلسفهء يونان يا فلسفهء ارسطو عمادش بر Deduction يعنى استنتاج است . ايشان قاعدهء كلّيّه را مورد نظر مىگيرند تا از آن ، موارد جزئى را استنتاج بنمايند ؛ مثل آنكه ميگويند : اجسام بواسطهء حرارت منبسط مىشوند ، بنابراين آهن هم كه جسم است بواسطهء حرارت منبسط مىشود ، و هكذا . اين طريقهء استقراء ، آنان را به تشكيك و تجربهء در مسائل كشانده است . ما مىبينيم بسيارى از مسائلى را كه جاحظ در كتاب « حيوان » نوشته است با شكّ شروع مىكند و سپس بر محك تجربه مىزند . و براى جاحظ اشكالى ندارد كه ارسطو را در گفتارش تخطئه كند و يك مرد أعرابى بَدَوى بيابانى را بر او مقدّم بدارد . نظّام بر همين نهج مشى كرده است ؛ حتّى در أحاديث نبويّه ، اوّلًا در يكايك آنها راه تشكيك را مىپيمايد و سپس بر عقل عرضه مىدارد تا صحيح آنها از ناصحيح باز شناخته شوند . بنابراين ، غزالى و جاحظ ، بر دكارت در اين طريقِ تشكيك تقدّم دارند ، و ابن مسكويه در كتاب « تهذيب أخلاق » در تقرير مذهب نشو و ارتقاء ( نظريّهء تكامل ) بر داروين مقدّم بوده است ، و خواجه نصير الدّين طوسى در فهم مسألهء نسبيّت زمان بر اينشتين مقدّم بوده است . غاية الامر ، وسائل اوّليّهء علم براى اين متأخّرين فراوان‌تر و زمان مساعدتش بيشتر و حقائق وضوحش اكثر بوده ، و با بيان روشن ترى تقرير نموده‌اند ، و فنّ و راه تحليل براى اينان بيشتر از فنّ تركيب ، كمكهاى مساعد نموده است . يعنى آنچه را كه علماى عرب در يك جمله مىگفته‌اند ، متأخّرين از علماى غرب و اروپا در يك كتاب مىگويند . به روجر بيكن نسبت داده‌اند كه وى در نهضت استقرائى جديد اروپا ، اوّلين كسى است كه آن را پايه گذارى كرده است ؛ با آنكه او فارغ التّحصيل حوزه‌ها و دانشگاههاى عربى در اسپانيا مىباشد . آرى ! نقصان عرب در آنست كه ايشان كسى را ندارند كه از آنها تجليل به عمل آورد و مجد و عظمت كارشان را بر شمرد ؛ و به عكس ، مزيّت اروپائيان در آنست كه پيوسته افرادى كه شأن و مقام آنها را بالا مىبرند را تمجيد نموده و كارهاى آنها را بازگو مىكنند . دربارهء