السيد محمد حسين الطهراني

72

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

تا آنكه گويد : « از كتاب « اسْتيعابٌ فى صَنعةِ الاسْطُرْلاب » و سائر مؤلّفاتش واضح گردد كه آن استاد كامل چنان كه در معقول و منقول مسلّم گشت و در محسوسات و مصنوعات نيز مسلّط بود ، در إبداع صنايع عمليّه به جائى رسيد كه دست اختراعش طبقات أفلاك و نقوش أنجم را چند صفحه چنان هويدا نموده است كه گويا : الواح فلكيّه با صفحهء خاطرش التيام داشته و صوَر چهل و هشتگانه در لوح سينه‌اش ارتسام يافته است . بالجمله در جودت ذهن و حسن قريحت به پايه‌اى بود كه خود در صناعت نقشه كشى و آثار جغرافى ابتكار جست و مبتدع قواعدى چند شد كه مردم اروپا هر وقت آن قواعد را ببينند و مطالعت نمايند واضع آن را بزرگ شمارند . و در اين زمان بناى جلّ نقشه كشى ايشان بر اصول و قوانينى است كه وى اختراع كرده است . » « 1 » [ اصول علم نقشه كشى از ابتكارهاى أبو ريحان است ] « كيفيّت تسطيح سطح كرهء زمين بر روى نقشه‌هاى جغرافيا كه مستوى هستند : از نتائج افكار و بدايع آثار آن فاضل يگانه ، بعضى مسائل طريفه و مطالب عاليه است كه با فقدان اسباب و نقصان آلات ، به حسن قريحت و فكر دوربين براى آنها ايجاد قانون و تأسيس اسامى كرده است كه هر كس با نظر انصاف در آنها تأمّل كند ، بر رتبت علم و مقدار فضلش اطّلاع يابد . منجمله اصول و ضوابطى است كه در تسطيح كرهء زمين و ترسيم

--> ابن خلدون نيز بايد بگوئيم : او در تأسيس علم الاجتماع ( جامعه شناسى ) بر دكارت تقدّم دارد ؛ و فرق ميان اين دو در آنست كه : ابن خلدون بناى كتاب خود را بر استقرائى كه عرب بر آن تكيه نموده است ، بيشتر از مذهب استنتاجى كه اروپائىها بدان سو گرويده‌اند نهاده است . » ( 1 ) « نامهء دانشوران ناصرى » ج 1 ، ص 62