السيد محمد حسين الطهراني

55

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

بدور آن متحرّك ببينيم . اين دو فرضيّه البتّه مختلف است ولى براى نتيجهء محاسبهء منجّم هيچ تفاوت ندارد ، زيرا محطّ نظر اصلى منجّم به حركت اين و يا آن نيست ، بلكه به مقارنه و دورى و نزديكى است ؛ و اينهم تفاوت نميكند . اگر ميان ما و شما صد فرسخ فاصله باشد ، و بايد اين فاصله در مدّت پنجاه ساعت از بين برود و بهم برسيم ، براى محاسبى كه در حساب خود ميگويد : هر دو فرسخ را بايد در يك ساعت پيمود ، چه تفاوت دارد كه ما ثابت ، و شما به سوى ما بيائيد ، و يا شما ثابت و ما به سوى شما بيائيم . عمده ، صحّت و درستى محاسبه است ؛ نه حركت اين و سكون آن 8 . ضرب در 2 مىشود 16 ، و 2 ضرب در 8 هم مىشود 16 . اين دو مسألهء ضرب گرچه در محتوا ، يعنى در مضروب و مضروبٌ فيه اختلاف دارند و دو معنى و دو كيفيّت را ميرسانند ، ولى نتيجهء ضرب ، واحد است . اين مثالى بود براى آنكه بدانيم : مسائل الهيّات هم چون بر اساس برهان - همچون قواعد رياضى و مثلّثات - بنا شده‌اند ، هيچگاه قابل تغيّر و تبدّل نيستند . امّا طبيعيّات بنا بر فرضيّه‌هاى متفاوت و اكتشافات ممكنست تغيير كنند . بنابراين ، مسائل ما بعد الطّبيعه با طبيعيّات نه مانند ساختمان دو طبقه و يا دو اطاقه ، بلكه مانند يك ساختمان بتون آرمهء محكم و مستحكم است ، در برابر ساختمان مجزّا و عليحدهء دگرى در برابر آن . اشكال وارد بر صاحب مقاله ، در جدا كردن وظائف طبيعت از ماوراى طبيعت شايد نويسندهء مقاله گمان داشته‌اند كه : مسائل ما بعد الطّبيعه و أحكام آن و وظائف مأمورين آن ، تا برسد به خداوند واحد قهّار ، از مسائل طبيعت جدا هستند . بدين معنى كه هر اثرى را كه از طبيعت و مادّه بدانيم ، آن از عالم ماوراى آن نخواهد بود ؛ و آثار عالم ما فوق الطّبيعه منحصر به آثارى است كه دست