السيد محمد حسين الطهراني
52
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
طبيعىِ وارد در علوم تجربى با ملاحظهء توسعهاش ، أبداً مربوط نيست . در حكمت الهى بحث از علّت و معلول ، و تقدّم و تأخّر ، و وحدت و كثرت ، و وجود و ماهيّت ، و جوهر و عرض ، و أمثال ذلك مىشود ؛ و اثبات قادر حَىّ أزلى أبدى سرمدى شاعر حكيم عليم قدير مختار ذى المشيّة و الإراده از طرق مختلفهء ابطالِ دور و تسلسل ، و عينيّت علّت با معلول در وجود و اختلافشان بر حسب تنازل و تصاعد ، و غيرها ميگردد . و در طبيعيّات بحث از حركت و زمان و مكان و مادّه و قوّه و تكوّن زمين و آسمان و أنهار و اشجار و احجار و خورشيد و ماه و پيدايش معادن و بدن انسان و طبّ و هيئت و نجوم و مسائل فيزيكى و مسائل شيميائى و أمثالها مىباشد . بگوئيد : آيا اين دو علم در كجا با هم تماسّ دارند كه لاغر بودن يكى موجب فربه شدن ديگرى ميگردد ؟ ! آيا در موضوعات ، و يا در أحكام ، و يا در غايات ! ؟ فلسفه ما بعد الطّبيعة بر اساس قواعد ثابت منطقى است و طبيعيّات اثرى در آن ندارد حكمت الهى و فلسفهء ما بعد الطّبيعه اثبات معيّت ذات أقدس حىّ متعال را با همهء موجودات مىكند ، و جلوهء خداى عالِم قدير را در همهء اشياء مىبيند ، و ربط حادث به قديم را مبرهن ميسازد ، و اثبات علل متوسّطه مثلًا : مُثُل افلاطونيّه ، و يا به تعبير قرآن فرشتگان مجرّد : فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً « 1 » را مىنمايد . خواه زمين به دور خورشيد بگردد و يا خورشيد به گرد زمين ، خواه ماه از أقمار زمين گرفته شود و يا از مجموعهء شمسى ، خواه بدن انسان از اخلاط اربعه ( صفرا ، سودا ، بلغم ، دم ) تركيب شده باشد و يا از موادّى كه به نامهاى ديگر تسميه شده است و حقيقتش از اين چهار هم بيرون باشد ( همچون اكسيژن ، هيدرژن ، ازت ، كلُر ، فسفات و غيرها ) ، خواه عناصر بسيط منحصر در چهار تا ( خاك ، باد ، آتش ، آب ) دانسته شود و يا بسائط بيش از صد و ده عنصر دانسته
--> ( 1 ) آيه 5 ، از سورهء 79 : النّازعات