السيد محمد حسين الطهراني
53
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
شود ؛ و قِسْ علَيه فَعْلَلَ و تَفَعْلَلَ . در فلسفهء طبيعيّون ، مادّهپرستها ميگفتند : تمام اين عناصر اربعه و اخلاط اربعه و افلاك ، معلول به علّت ازلى زنده نيست . اينك هم ميگويند : عناصر بسيطه و حركت الكترون ها ، و اين گردش عالم دوّار و حركت امواج و نور و الكتريسيته ، معلول به علّت أزلى زنده نيست . مادّيّون در هر دو زمان انكار صانع عليم قدير را مينمودند ؛ إلهيّون هم به نهج واحد ، در هر دو زمان اثبات صانع عليم قدير را ميكردند . بحث الهى در فلسفه ، از ماهيّت و وجود شروع مىشود ؛ چه تفاوت است كه : نام ماهيّت را بر جسم و عناصر متشكّلهء از آن گذاريم ، و يا بر موجودات زندهء پديد آمده از بيوشيمى مثلًا ؟ بهر حال ماهيّت ، معنائى در مقابل معناى وجود دارد . و اين كلام قابل انكار نيست . اگر قائل به أصالة الوجود شويم ، بحث در هر دو طريق از طبيعيّات : از طبيعيّات قديم و يا علوم تجربى امروزه يكى است . و اگر قائل به أصالة الماهيّة شويم نيز ، بحث در هر دو طريق يكى است . ابداً تفاوتى نيست . بنابراين ، سخن از اينكه : از بين رفتن بحث طبيعيّات كهن ، در بحث فلسفهء ما بعد الطّبيعه و متافيزيك خلل ميگذارد ، صد در صد گفتارى است نااستوار . سرّ اين مطلب آنست كه : الهيّات بر اساس قواعد منطقى كه علم الميزان متكفّل صحّت و درستى آنست ، بنا شده است . علم الميزان همچون قواعد رياضى ، ثابت و لا يتغيّر است . قياسات اقترانيّه و استثنائيّه و منتج بودن أشكال اربعه با شرائط مخصوص به خود ، و ترتيب صغرى و كبرى ، قابل انكار نيست . در فلسفهء ما بعد الطّبيعه تا مطلب به برهان نرسد قابل قبول نيست .