السيد محمد حسين الطهراني
37
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
ميكنند . « 1 » « مستر فرنكل كه از رجال انگليس است ، بر تعطيل شدن فلسفهء يونان در اروپا تأسّفها مىخورد و ميگويد : متأخّرين از ما گرچه به درجهء اعلاى از علوم و صنايع رسيده باشند ، و ليكن به قدر عُشْر آن مقدارى را كه يونانيان رسيدهاند ، نرسيدهاند . بنابراين اگر آن كتب تا اين زمان باقى بود ، و علوم يونان به علوم امروز مردم اضافه و ضميمه ميشد ، تحقيقاً اينك دنيا به صورت بهشتى در آمده بود كه : يك وَجَب از آن يافت نميشد مگر آنكه به انواع و اقسام علوم و فضائل معمور و آباد گرديده بود . « 2 » افلاطون پانصد سال قبل از بعثت حضرت عيسى بن مريم على نبيّنا و آله و عليه السّلام بود . و اين جمله را كه به او نسبت دادهاند كه گفته است : شريعت حضرت عيسى براى ضعفاء العقول است ، و من كه به حقيقت پيوستهام ، در تحت اين شريعت در نمىآيم ، كذب محض است . چون همانطور كه گفتيم : وى قبل از بعثت حضرت مسيح بوده است . به علّت آنكه او استاد ارسطو بود ، و ارسطو استاد و وزير اسكندر مقدونى بوده است ؛ و زمان اسكندر مقدونى در تاريخ مضبوط است . افلاطون داراى حكمت إشراق بود . او سر سلسلهء رَواقيّين است كه با رياضات و مجاهدات باطنى از راه تصفيهء باطن ، كشف حقائق و معارف إلهيّه بر او ميشده است
--> ( 1 ) « انسان موجود ناشناخته » ترجمهء دكتر پرويز دبيرى ، صفحهء ح و صفحهء ط ، از مقدّمهء خود مؤلّف : دكتر آلكسيس كارل ( 2 ) « نقد فلسفهء داروين » ج 1 ، ص 47 و 48