السيد محمد حسين الطهراني

38

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

ارسطو شاگرد افلاطون داراى حكمت مَشّاء بوده است ، كه ابداً به باطن تكيه ننموده ، بلكه فقط از نقطهء نظر برهان ، مسائل حِكميّه را بنا نهاده است . اسكندر پس از فتح مشرق ، بندر اسكندريّه را در مصر بنا كرد ، و در آنجا مدرسه‌اى تشكيل داد و شاگردان افلاطون در آنجا به تدريس پرداختند . و مكتبشان چون توأمى از بعضى از قوانين افلاطون و بعضى از ضمائم تازهء ديگرى بوده است به مكتب نو افلاطونى ناميده شد . اين مكتب باقى بود تا زمان اسلام در وقتى كه در حكومت عمر آنجا را فتح كردند ، آن مكتب بر افتاد . يكى از بزرگان اين مكتب ثاميطورس است كه اسلام آورد و به نام يحيى نحوى ناميده شد . كتاب اثولوجيا « 1 » كه كتاب مختصر و مفيدى است بر اساس حكمت اشراق - و بعضى اشتباهاً از ارسطو ميدانند - از افلوطين است كه از شاگردان اين مكتب است ؛ و نسبتش به ارسطو اشتباه است . كتب يونان را از طبّ و فلسفه و هيئت و هندسه ، در زمان حضرت امام رضا و امام جواد عليهما السّلام از يونانى به عربى توسّط حُنَين عبادى ترجمه كردند . ثابت بن قُرَّة ، اصول اقليدِس را تحرير كرد ؛ و اوّلين كسى است كه آن را مهذّب نموده و مشكلاتش را توضيح داده است . گرچه اين كتب كه به عربى ترجمه شد ، توسّط خلفاى عبّاسى و به امر آنها صورت گرفت ، و ليكن هيچ دليل و شاهدى در دست نيست كه انگيزه‌اش

--> ( 1 ) اثولوجيا در لغت لاتين به معناى الهيّات بالمعنى الأخصّ است ، و چون حكمت يونان را كه به عربى انتقال دادند از يونانيان اخذ شد و به لغت لاتين مدوّن بود ، لهذا اين علم هم در ميان فلاسفه به همان نام باقى ماند .