السيد محمد حسين الطهراني
33
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
مادّى ، و از جمله خود ابيقور ، هر وقت ميديدند كه گرفتار كفشها خواهند شد فرار ميكردند ؛ و گرنه حمله ور ميشدند و براى صاحبخانه چيزى باقى نميگذاشتند . و روش كَلْبيّين همان طريقهء مادّيّهء محضه و إلحاد صرف است كه هر شخص مُلحِد آن را ميپسندد و به قدر يك بند انگشت از آن تخطّى ندارد . زيرا بنابر اين فلسفه ، اعتقاد به حُسن و قُبح و حلال و حرام معنى ندارد ، و از آنچه نفس اشتها داشته باشد ، هيچ مانع و رادعى ندارد . و اينست فلسفهء كمونيست ها . و اگر انسان ببيند كه : بعضى از ايشان از أفعال پست خوددارى ميكنند و يا عبارت حيا و عفّت را به كار مىبرند ، يا از روى نفاق و ريا و خودنمائى ميگويند ، و يا اينكه ميان اين مرام و بعضى از تعاليم دينى در نفوسشان آميخته شده ، و خودشان آگاهى به مقتضاى مرام و روششان ندارند . « 1 » قيام فلاسفه إلهى يونان ، عليه مادّيّون بارى سُقراط حكيم و شاگرد ارجمندش : أفلاطون حكيم و شاگرد اين شاگرد : أرسطو يا أرَسْطاطاليس با تدوين علم منطق و حكمت ، اساس و بنياد فلسفهء مادّيّون ، و كار كرد آنها را بهم زدند . و بر أساس حقّ و واقعيّت ، فلسفهء الهيّون را مدوّن ساخته ، و نياز عالم طبيعت را به خداوند شاعر و حكيم و زنده و ازلى و ابدى و قادر كه مسبّب ألاسباب و علّة العلل است ، مستدلّ نمودند . و حكمت خود را بر اساس مكارم اخلاق و فضيلت و عالم وراى مادّه و طبيعت ، كه در برهان ارسطوئى و در مشاهدات إشراقىِ افلاطونى مبرهن گرديده بود ، بنا كردند
--> ( 1 ) « نقد فلسفهء داروين » ج 2 ، ص 227 و 228 ؛ و علّت اشتهارشان به كلبيّون آنست كه : صاحبان سفره و موائد ، اين نوع از فلاسفه را ، سگ ميخواندند و آنها را با استخوان ميزدند و ميراندند ؛ و يا آنكه ايشان همانند سگها بر سفرهها حمله ميكردند . ( تعليقه )