السيد محمد حسين الطهراني
32
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
همين مطالب است ؛ ميتوان ربط وثيق حقيقت حكمت را با حكمت يونان دانست . در روايات واردهء از أئمّهء أهل البيت ، از حكماى الهى يونان تمجيد و تحسين به عمل آمده است . و حقّاً ايشان حقّ عظيمى بر جامعة بشريّت و عالم انسانيّت و موحّدين و صاحبان فضائل و مكارم دارند كه : در وقتى كه فلسفههاى سَوفَسطائيان غلبه كرده بود و در هر امر بديهى تشكيك ميكرد و بشريّت را به عالم موهومات و بى بند و بارى سوق ميداد ، و فلسفه كَلْبيان غلبه كرده بود ، و دست به نَهْب و غارت أموال و أطعمهء مردم زده بود ، علماى عظيم و صاحب شخصيّت و موحّد يونان قيام كرده ، دامن همّت به كمر زدند و با مجاهدات عظيم و تشكيل مكتبها و مدرسهاى توحيدى بر پايه برهان و شهود ، شاگردان عظيمى تربيت كردند ، و سير مادّيگرى را در يونان به عقب راندند ؛ گرچه مستلزم اشكالات ، و توأم با مرارتها و تحمّل مصائب و دشوارىهائى بود كه بر آنها وارد شد . مادّيّون به پيروى أبيقور ( اپيكور ) فلسفهاى تأليف كرده و گفتند : سعادت انسان در لذّات نفسانى اوست ؛ و مانع از آن نيست مگر عفّت و حيا و نظائر آنها از اوهامى كه انسان خودش را بدانها مقيّد ساخته ، و نام آنها را فضائل نهاده است . بنابراين براى نيل به سعادت لازم است كه انسان اين فضائل را از بين ببرد . فلهذا هر جا سفره و وليمهاى سراغ ميگرفتند ، هر جا كه سورى مييافتند بر آن حمله مينمودند و همهاش را ميخوردند و مىبردند . اين امر بر أشراف يونان گران آمد كه در برابر ميهمانان ، سفره را چپاول كنند . چاره را در آن دانستند كه درِ منزلهايشان افرادى را بگمارند تا نعلها و كفشهائى كه در دست داشتند بر سر آنها و بر شانه هايشان بكوبند . فلاسفهء