السيد محمد حسين الطهراني
31
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ . « 1 » « و سوگند به خدا كه ما تحقيقاً به لقمان حكمت داديم : اينكه شكر و سپاس خدا را بجاى آور . پس مطلب اينست و بس : كسى كه شكر خداوند را بجاى آورد براى خودش بجاى آورده است ؛ و كسى كه كفر ورزد ( و روى احسان و نعمت خداوندى پوششى بنهد ) بداند كه خداوند از همه جهانيان مستغنى است . » در سورهء إسراء پس از هفده آيهاى را كه در توحيد و حدّ اعلاى از مراتب مكارم اخلاق ، يكايك برميشمرد ، به دنبال آن بدون فاصله ميفرمايد : ذلِكَ مِمَّا أَوْحى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ وَ لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَتُلْقى فِي جَهَنَّمَ مَلُوماً مَدْحُوراً . « 2 » « اينها از آن چيزهائيست كه پروردگارت به سوى تو از حكمت وحى كرده است . و با الله معبود دگرى را قرار مده كه در آنصورت بطور ملامت شده و دور افكنده گرديده ، در جهنّم فرو خواهى افتاد . » گرچه كلمهء حكمتى كه در اين آيات و نظائرها به كار رفته است مراد خصوص حكمت يونان نيست ، امّا از آنجائى كه اوّلًا : حكمت به معنى كلّى و عامّ آن آورده شده است ( و آن ، به علم انسان شناسى ، و موقعيّت انسان با آفرينندهاش ، و ربط وى با جهان و جهانيان ، و مراتب اتّصال جسم و روحش كه چگونه در هم اثر ميگذارند ، و برنامه تأمين سعادت مطلق و خير وى ، و به عبارت موجز به علم به حقائق اشياء به قدر قدرت بشر تفسير شده است ) و ثانياً : فلسفه و حكمت يونان كه مورد تشويق و ترغيب واقع شده است ، متكفّل بيان
--> ( 1 ) آيه 12 ، از سورهء 31 : لقمان ( 2 ) آيه 39 ، از سورهء 17 : الإسرآء