السيد محمد حسين الطهراني

28

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

در اينجا ميبينيم : آن دو پيامبر بزرگوار ، در چنين موقعيّت حسّاس و وضعيّت عظيمى كه به ساختمان كعبه و بالا بردن ديوار قبله مشتاقان كوى حضرت محبوب و عاشقان لقاى معشوق و دلباختگان عبور از مادّه كثيف طبيعت و قدم نهادن در ماوراى آن اشتغال دارند ، بهترين دعا و نيازشان به درگاه بارى تعالى آنست كه : در ميان اين مردم ، پيامبر آخر زمان محمّد بن عبد الله را مبعوث فرما ، تا بدانها تعليم كتاب و حكمت كند و بدينوسيله آنان را از زمرهء بهيميّت بيرون برده و بر أوج كمال انسانيّت نموّ دهد و تكامل بخشد . بنابراين علم حكمت چقدر با ارزش است كه حضرت ابراهيم و اسمعيل يعنى بنيادگذاران توحيد و شريعت اقدس اسلام ، آن را براى يگانه ثمرهء عالم وجود ، و ميوهء دل خود كه عاليترين نمونهء حيات است ؛ درخواست كردند . و بعداً بدون فاصله ميفرمايد : وَ مَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهِيمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ . « 1 » « و كدام كسى است كه از آئين ابراهيم روى گرداند مگر كسى كه نفس خود

--> ( 1 ) صدر آيه 130 ، از سورهء 2 : البقرة