السيد محمد حسين الطهراني
29
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
را در جهالت انداخته باشد ؟ ! » از اين آيه بدست ميآوريم كه اوّلًا : فقط سُفَهاء و فرومايگانند كه از ملّت و آئين و روش إبراهيم اعراض دارند . و ثانياً : به قاعده عكس نقيض يعنى : كُلُّ مَنْ لَمْ يَسْفَهْ نَفْسَهُ ، يَرْغَبُ فى مِلَّةِ إبْراهيم ؛ يعنى : كُلُّ عاقِلٍ يَرْغَبُ فى مِلَّتِه . « هر كس كه نفس خود را به جهالت نيفكنده باشد ، به آئين و روش إبراهيم روى ميآورد . » يعنى : « هر مرد عاقل به سوى منهاج و روش او روى ميآورد . » بنابراين ، حكماء و فلاسفهء إلهى كه بدين آئين و منهاج گرويدهاند ، در منطق قرآن عاقلانند . و كسانى كه از حكمت اعراض ميكنند ، سفيهان ميباشند . و علاوه بر حضرت رسول اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم ، به بسيارى از أنبياى الهى ، علم حكمت داده شده است ؛ مانند حضرت داود « 1 » و حضرت عيسى بن مريم « 2 » ، و بلكه از آيه شريفهاى مستفاد مىشود كه : به جميع أنبياء عليهم السّلام حكمت داده شده است . « 3 » مضافاً بر آنكه علم حكمت را خداوند به بندگان برگزيده و عباد خجستهء
--> ( 1 ) قسمتى از آيه 251 ، از سورهء 2 : البقرة : وَ قَتَلَ داوُدُ جالُوتَ وَ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَهُ مِمَّا يَشاءُ . « و داود جالوت را كشت و خداوند به او سلطنت و حكمت داد ؛ و از آنچه را كه خودش اراده نموده بود ، به وى تعليم كرد . » ( 2 ) آيه 48 ، از سورهء 3 : ءَال عمران : وَ يُعَلِّمُهُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ . « و خداوند به عيسى بن مريم كتاب و حكمت و تورات و انجيل را تعليم نمود . » ( 3 ) صدر آيه 81 ، از سورهء 3 : ءَال عمران : وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ . « و ياد بياور زمانى را كه خدا از پيامبران عهد و ميثاق گرفت كه من حقّاً به شما كتاب و حكمت را دادم . »