السيد محمد حسين الطهراني

399

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

داديم ؛ در وقتى كه تو را و پدرت را براى قبول اسلام با شمشير زديم ، تا اينكه امر خدا با وجود كراهت و ناخوشايندى شما ظاهر شد . » « 1 » معاويه گفت : اللَهُمَّ غَفْرًا ! « خداوندا غفران از تست ! » قَيْس گفت : أما إنَّ رَسولَ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمَ قالَ : سَتَرَوْنَ بَعْدِى أَثَرَةً ! « آگاه باش كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود : شما جماعت انصار پس از من ميبينيد كه بر شما مقدّم ميشوند ؛ و حقّ شما را از غنيمت و فَىْء ميربايند ، و به خصوص خود منحصر ميكنند . » و پس از آن گفت : اى معاويه ! تو ما را به شتران آبكش تعيير و تعييب ميكنى ؟ ! سوگند به خدا كه ما در روز جنگ بدر ، بر پشت همين شتران سوار بوديم و با شما با شمشيرها و نيزه‌ها برخورد داشتيم ؛ و شما براى خاموش كردن نور خدا ميكوشيديد و ميخواستيد تا كلمه و گفتار شيطان گفتار بالا و با ارج باشد ، و سپس تو و پدرت از روى اكراه در اسلامى كه ما شما را براى قبول آن با شمشير زديم ، داخل شديد

--> ( 1 ) ! شيخ محمود أبو ريّه در كتاب « شيخ المضيرة أبو هريرة الدّوسى » طبع دوّم ، ص 172 نظير اين سؤال و جواب را از معاويه و أبو قتاده أنصارى نقل مىكند از « استيعاب » طبع هند ؛ ج 1 ، ص 161 كه : چون معاويه به مدينه آمد ، أبو قتاده أنصارى با او ملاقات كرد . معاويه به وى گفت : تمامى مردم از من ديدن كرده‌اند غير از شما جماعت انصار ! علّت خوددارى شما چيست ؟ أبو قتاده گفت : ما جنبنده و ستور نداريم . معاويه گفت : أيْنَ النَّواضِحُ ؟ ! « شتران آبكش شما كجا هستند ؟ ! » أبو قتاده گفت : عَقَرْناها فى طلَبِكَ و طلبِ أبيكَ يَومَ بدرٍ ! « ما آنها را در روز بدر هنگامى كه در جستجو و يافتن تو و پدرت بوديم ، پِى كرده‌ايم ! » گفت : نَعَمْ يا أبا قَتادةَ ! و از آن چيزهائى كه أبو قتاده آن روز به معاويه گفت اين بود كه : رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم بما گفت : إنّا نَرَى بَعدَه أثَرَةً . « ما حقّاً پس از رسول خدا مورد غضب و حمله و طغيان واقع ميشويم ؛ حقّ ما را ميگيرند و ميربايند و مىبرند ، و بخودشان اختصاص ميدهند . » معاويه گفت : فَما أمَرَكُمْ عِندَ ذلِك ؟ ! « در آنصورت به شما چه امر كرد ؟ ! » أبو قتاده گفت : أمَرَنا بِالصَّبر ! « ما را به صبر و شكيبائى امر فرمود ! » معاويه گفت : اصْبِروا حَتّى تَلْقَوْه ! « صبر كنيد تا او را ديدار كنيد !