السيد محمد حسين الطهراني
400
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
معاويه گفت : گويا تو بر نصرتى كه بما نمودى بر ما منّت ميگذارى ؟ ! منّت از آنِ خدا و از آنِ قريش است كه اسلام را بر پا داشتند ! آيا شما اى جماعت انصار ! بر ما منّت ميگذاريد كه رسول خدا را كه از قريش است و پسر عموى ماست و از ماست يارى كرده ايد ؟ ! منّت از آن ماست كه خداوند شما را انصار ما و پيروان ما قرار داد ؛ و خداوند شما را بواسطه ما هدايت نمود ! قيس گفت : خداوند تعالى محمّد صلّى الله عليه و آله و سلّم را مبعوث نمود كه رحمت است براى جهانيان ، و او را به سوى همه ، به سوى جنّ و انس ، و قرمز و سياه و سفيد برانگيخت . او را براى نبوّت خود اختيار كرد ، و براى رسالت خود اختصاص داد . و اوّلين كسى كه به او ايمان آورد و او را تصديق نمود ، پسر عمويش : علىّ بن أبى طالب عليه السّلام بود . و أبو طالب از پيامبر دفاع ميكرد و نميگذاشت كفّار قريش وى را اذيّت كنند و يا از دعوتش باز دارند . برشمردن قيس براى معاويه ، فضائل أمير المؤمنين عليه السّلام را در اينحال قيس زبان به فضائل و مناقب أمير المؤمنين عليه السّلام ، و مشاهد وى ، و داستان آيه إنذار و قصّه عشيره گشود و قضيّه را مفصّلًا گفت كه رسول خدا در آن روز گفت : أَيُّكُمْ يَنْتَدِبُ أَنْ يَكُونَ أَخِى وَ وَزِيرى وَ وَصِيِّى وَ خَلِيفَتِى فِى أُمَّتِى وَ وَلِىَّ كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِى ؟ ! « كداميك از شما دعوت مرا اجابت مىكند بر اينكه : برادر من و وزير من و وصىّ من و خليفه من در امّت من ، و ولىّ هر مؤمنى پس از من باشد ؟ ! »