السيد محمد حسين الطهراني
396
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
فارغ التّحصيل ميگردند ؛ براى بروز و ظهور اين گونه ثمرات است . وقتى كه فلسفه اصيل و متين اسلام كنار برود ، و بجاى آن در دانشگاهها فلسفه غرب را تدريس كنند ، غير از اين توقّع نميتوان داشت . الهيّات را از زبان شيطان آموختن چه معنى دارد ؟ فلسفه را از زبان زنادقه فرا گرفتن چه معنى دارد ؟ صدر المتألّهين شيرازى توصيه مىكند : فلسفهاش را افراد پاك و متعبّد و متهجّد بخوانند ؛ اين را مقايسه كنيد با فلسفهاى كه در دانشگاهها تدريس مىشود ، و فقط سخن از كانت و دكارت و راسل و فرويد و أمثالهم به ميان ميآيد . آيا اين محصّل را خدا شناس مىكند ! ؟ از تحريف ظاهر قرآن بدتر ، تحريف معنى و مراد آنست احترام و اكرام قرآن ، به بحث و تحقيق و تدقيق و قرائت و تدبّر و تفسير و حفظ آنست ، كه در اين صورت قرآن زنده است . اگر بنا بشود طلّاب علوم با قرآن و حفظ و ممارست و مزاولت با آن سر و كارى نداشته باشند و تفسير و تدبّر در آن را از اهمّ امور نشمارند ، رفته رفته كتاب خدا مهجور مىشود ؛ و هر كس آيهاى را عنوان نموده و به دلخواه خود معنى مىكند و آن را بر مراد و منظور خود منطبق ميسازد . اينست خطر عظيم قرآن كه از خطر جنگ يمامه كه مسلمين براى رفع و دفع غائله مُسَيلمه كذّاب چهارصد و يا هفتصد نفر از قاريان قرآن را از دست دادند ، و نزديك بود كه با از دست رفتن حاملين قرآن ، كتاب خدا بكلّى از صفحه جهان رخت بر بندد ؛ عظيمتر و خطيرتر است . متجدّدين فرنگ رفته و دين و وجدان را به غارت داده ، چون قدرت انكار قرآن را ندارند ، زيرا كه بر مصلحتشان تمام نميشود ، لهذا در عين تعظيم و تكريم از قرآن ، با ايجاد شبهه و تأويل نادرست و برگرداندن ظواهر آيات ، بدون شاهد و دليل از معانى خود ، و با ارائه دادن مكتبهاى بسيار در مقابل قرآن ، و آراء و انظار بى شمار در برابر قول و گفتار احمدى و سنّت محمّدى ، تيشه بر ريشه ميزنند ؛ و حدّاقلّ اين تحفه آسمانى و كتاب ربّانى را كه لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ