السيد محمد حسين الطهراني
395
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
به تمام مقدّسات و حقائق عالم ايراد شده است . در اين مقاله روح و جان مكتب شكّاكيّون و سوفسطائيّون و هِگِل مشربان ارائه و تأييد شده است . در اين مقاله منظور به عزلت كشيدن شريعت و قرآن است . مسأله جدا كردن فهم شريعت از خود شريعت است كه خود شريعت امرى دست نيافتنى و صامت است ؛ و آنچه قابل وصول و دسترسى بشر است فهم ماست از شريعت ، كه آن هم چون فهم ماست امرى است نسبى و متغيّر و گذرا . و بدين ترتيب ، تحوّل حاصله در علوم جديد ، فهم ما را از شريعت متحوّل خواهد ساخت ؛ و تحوّل فهم ما از شريعت منافاتى با ثبات خود شريعت كه چون عنقاى مغرب در پس كوه قاف است و احدى را بدان دسترسى نيست و هر چه گفتهاند و نوشتهاند شرحى است از آن نه خود آن ، ندارد . التزام بدين نظريّه ، التزام به هَدم شريعت است و انكار اصل شريعت و انكار خدا ، و انكار قرآن ، و انكار سنّت محمّدى است . كتاب « آيات شيطانى » و نوشتههائى نظير « مقالهء بسط و قبض » از يك چشمه آب ميخورند و بسيار جاى تأسّف است كه آن مرد اجنبى زنديق ، در انگلستان كه مركز مخاصمه و عداوت با اسلام است به نام سلمان رشدى كتابى بنام « آيات شيطانى » بنويسد ، آنگاه در كشور اسلام و مهد تشيّع پس از ده سال از انقلاب شكوهمند اسلامى ، نظير اين مقاله از كسى كه خود را معلّم و اهل فلسفه و مطالعه ميداند نوشته شود . « 1 » اين را ذكر كردم تا بدانيد : همه از يك چشمه آب ميخورند . يعنى دانشگاههاى فلسفه و جامعه شناسى و ما شابَه هما كه در آنجاها بر پاست و جوانان ما را هم با تبليغات واهى و پر سر و صدا از تحصيل علوم راستين بازداشته و بدان صوب گرايش ميدهند ، و در آن محيطها تربيت ميشوند و
--> ( 1 ) اين عبارت در طبع اوّل « نور ملكوت قرآن » جلد 2 ، به هنگام صفحهبندى جاافتاده ، كه در اينجا آورده شده است .